در پاسخ به مطلب آقای همایون توکل با عنوان«سخنی با نماینده محترم مردم خوی در مجلس»

با انکار خورشید، جهان تاریک نمی شود

برادر گرامی جناب آقای همایون توکل

باسلام

مرقومه شما را در برخی از وبلاگ های شهرمان مطالعه کردم. از اینکه همشهریانی دارم که سعی می کنند ضعف ها و کاستی ها را هر چند به زعم خود،با قلم خویش بازتاب دهند، برخود می بالم.

جای خوشحالی است، که مطالعه مقاله تان متوجه گردیدم که جنابعالی بدون فحاشی های رایج این روزها در برخی از سایت ها و وبلاگ ها و حتی برخی مثلا نشریات داخلی ، آنچه را به نظر خود، حق تشخیص داده اید، با ادب و متانت بر قلم جاری ساخته اید.

اگر دست به قلم بردم تا جوابیه ای بر مرقومه تان بدهم، اول برای تشکر بود و دوم برای این بود که در بخش پایانی مقاله تان متذکر شده بودید که آماده اید با اعضای دفتر و یا دست اندرکاران نشریه اقتصاد آذربایجان در مورد مطالب خود مناظره انجام دهید. بنده نیز به عنوان عضو کوچکی از مجموعه هفته نامه اقتصاد آذربایجان برای اینکه دعوت شما بی پاسخ نماند و عدم توجه به چنین دعوت هایی را نوعی بی ادبی تلقی می کنم، چند جمله ای قلمی می نمایم، تا چه قبول افتد و چه در نظر آید، با این توضیح مختصر که نه قصد دفاع از جناب آقای دکتر صدر نماینده مردم شهرمان را دارم چرا که ایشان نیازی به دفاع اینجانب ندارند و عملکردشان در مقابل دید مردم است و بهترین قاضی خود مردم هستند که رای و نظر خود را در پای صندوق های رای اعلام می کنند نه آنان که فیلسوف مآبانه ادای روشنفکرها را در می آورند و دانش خود را بیش از مردم می دانند اما وقتی دقیق می شوی، می بینی که آبشخورشان جای دیگری است و نه خدای نکرده قصد نفی همه آنچه شما نوشته اید را دارم چرا که معتقدم برخی از آنچه نوشته اید، درد همه مردم از جمله خود بنده می باشد.

جناب آقای توکل

نمی دانم سن شما چقدر است، اما امیدوارم صد سال دیگر زنده باشید و همچنان پیگیر مسائل و مشکلات شهرمان. اما اگر سن و سالتان همپای سن این حقیر باشد، حتما به خاطر دارید که جاده قطور از حدود 20 سال قبل تبدیل به نان دانی برخی از پیمانکاران شده بود، بدین صورت که می آمدند، بخشی از جاده را بصورت لاک پشتی تعمیر و بازسازی می کردند، آنقدر این مساله را کش می دادند تا برفی و بارانی بیاید و سیلی جاری شود و ساخت و ساز آنها از بین برود و باز روز از نو و روزی از نو.

از اول فصل بارش هم قدرتی خدا، این جاده به روی مردم بسته می شد و جاده همانطور ناقص باقی می ماند تا سال دیگر و پیمانکاری دیگر و باز روز از نو روزی از نو. درست است که وضعیت فعلی این جاده مطلوب من هم نیست، اما اجازه بدهید اعلام کنم که اتمام آسفالت این جاده و روانتر شده عبور و مرور از آن هر چند که 4 دهنه پل روگذر آن علیرغم قول مساعد مسوولان و مصوبه سفر وزیر راه هنوز به مرحله اجرا نرسیده و باید پیگیری شود،  ولی تا این حدش را باید یک دست مریزادی به همه مسوولان و دست اندرکاران بگوییم و بعد سراغ ضعف ها و کاستی هایش برویم و مطالبات خود را مطرح نماییم.

در مورد جاده های دیگرمان وضع از این هم بدتر است. برادر من، بیش از سی سال از انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی گذشته است، آیا برای جاده خوی- سلماس و خوی- اویواغلی در این سی سال گذشته اقدامی شده بود؟ مگر در همه این سالها جزو مطالبات مردم نبود که این جاده ها باید چهاربانده شوند؟ در مورد جاده خوی- فیرورق و سه راهی قره ضیاءالدین هم همینطور؟ مگر این جاده ها در طول این همه سال باعث مرگ و میر مسافران نمی شدند؟ مگر مردم همیشه به مسوولان و نمایندگان قبلی تذکر نمی داند که چرا به وضعیت این جاده ها رسیدگی نمی شود؟ چرا کاری انجام نمی شد؟ حالا که اقداماتی شروع شده، هر چند کند( که علل اش باید دقیقا و بدون حب و بغض بررسی شود) آیا شایسته نیست که ضمن تشکر و قدردانی از آغاز دیرهنگام تعریض این جاده ها، همگی باهم خواستار تسریع در انجام این پروژه ها باشیم؟

جناب آقای توکل

صاحب این قلم مدتهای مدیدی است که به سبب شغلم پیگیر مسائل شهرمان هستم، با همه نمایندگان و مسوولان قبلی آشنا بودم، از نزدیک در جریان کارهایشان قرار داشتم، نمی خواهم خدای نکرده مسوولان و نمایندگان قبلی را به بی عملی متهم کنم. اما شما تحقیق کنید و شما با رعایت عدل و انصاف بنویسید، در همه آن سالهایی که برما رفته، کی این همه پروژه که در این 6 سال گذشته به مرحله اجرا رسیده اند، در شهرمان تعریف و اجرا شده بود؟ در همه زمینه ها، از راه سازی گرفته تا احداث بیمارستان، از پروژه های عمرانی شهری گرفته تا آب رسانی به روستاها، از گازرسانی گرفته تا احداث دانشگاه و...

برادر من، اگر در همه آن  سالهایی که بر ما رفته، بیمارستانهای جدید احداث می شد باز هم عمر بیمارستانهای موجود از 90 سال می گذشت؟ راه هایمان همان راههای عهد بوق باقی می ماند که این همه تلفات بدهیم؟ روستائیان ما مجبور به مهاجرت می شدند؟ دانشجویان ما در شهرهای دیگر آواره می گشتند؟ صاحبان فکر و سرمایه ما به شهرهای دیگر کوچ می کردند؟

می دانی چرا این همه پروژه بزرگ همچون تعریض جاده های خوی- ایواوغلی، خوی- سلماس، خوی چالدران و...یا احداث بیمارستان 160 تختخوابی، احداث بیمارستان تامین اجتماعی، احداث ساختمان دانشگاه دولتی، مشارکت دولت در احداث بیمارستان آیت ا... خویی، احداث کارخانجات فولاد و فاز دوم سیمان و که همگی در این 6 سال گذشته کلید خورده اند، هنوز به اتمام نرسیده اند؟ در مورد راه سازی همین قدر بگویم که وزیر اسبق با رای نماینده ما برکنار شد و علت رای منفی دکتر صدر به وزیر مربوطه فقط و فقط تعلل در اجرای پروژه های راه سازی خوی و چایپاره بود.

اینکه تحریم بوده ایم و اینکه از اعتبارات سال گذشته حدود 24 درصد محقق گردیده مگر تقصیر نماینده و یا سایر مسوولان شهرستانی است؟ ما یعنی همه ما در مقابل زورگویی دولت های استکباری ایستاده ایم، آنها نیز با تحریم خواسته اند اراده ما را بشکنند، بنابراین اگر در شیرینی این مقاومت جانانه همه شریک هستیم لاجرم باید در تلخی تحریم ها هم شریک باشیم و برخود ببالیم که تحریم شدیم و سختی کشیدیم و اجرای پروژه هایمان با تاخیر مواجه شد، اما خم نشدیم و مردانه قد راست کردیم.

اینکه می گویند چرا در فلان شهر و بهمان شهر پروژه ها اجرا می شوند و اعتبارات تامین می شود، اینها از جنس همان حرف های خاله زنکی است، تو و من که دستی در اخبار داریم، می دانیم و می بینیم که وضعیت پروژه های شهرمان اگر بهتر از دیگر شهرها نباشد، بدتر از آنها نیست.

اینها را که گفتم نه برای این است که پیگیر مطالباتمان نباشیم بلکه یادآور شدم که شرایط سالهای اخیر را بهتر بفهمیم و مصمم تر به دنبال تحقق مطالبات خود در سالهای آینده برویم. اگر در ایستادگی و مقاومت همپای دیگر شهرهای کشورمان بودیم، در سازندگی و آبادانی هم باید همسان دیگر شهرهای کشورمان باشیم.

جناب آقای توکل

از بی برقی و بی آبی برخی از روستاهایمان سخن رانده اید، برادرانه بگویم، از جاده انصاف بسیار دور شده اید، نمی دانم به روستاهای دور و نزدیکمان رفته اید یا نه! اما بنده به عنوان خبرنگار در سالهای اخیر به هر روستای دور و نزدیک حتی با حداقل سکنه هم که رفته ام، هم تیرهای برق را مشاهده کرده ام و هم روشنایی لامپ در منازل را. به جرات می گویم که در شهرستانهای خوی و چایپاره روستایی را نمی یابی که برق نداشته باشد، کمی تحقیق کنید اگر یافتید بنده را هم در جریان بگذارید که گزارش اش را بنویسم. در مورد آب هم همینطور است، اکنون دیگر بحث عدم تامین آب آشامیدنی در روستاهای ما مطرح نیست بلکه بحث بر سر کیفیت آب است که روستانشینان ما در برخی نقاط به حق خواستار افزایش کیفیت آب آشامیدنی خود هستند. اگر هم به زعم جنابعالی روستاهایی دورافتاده داریم که از این نعمت بی بهره اند همگی باید تلاش کنیم تا آنها هم از این حق طبیعی خود بهره مند گردند. در مورد راه و گاز رسانی هم قدمی در روستاها نهادن بسیاری از حقایق را روشن می کند و به نقل از آمار رسمی می گویم که: شهرستان های خوی و چایپاره از نظر گازرسانی به روستاها بالاتر از میانگین استانی قرار دارند اما کافی نیست و باید این روند ادامه یابد. و صد البته که نهضت بزرگ گاز رسانی به روستاها در همین 6 سال اخیر آغاز شده و باید و قطعا ادامه خواهد یافت.

در مورد سد سازی، کاملا حق با شماست، در آن سالهایی که سد سازی یکی از شاخصه های پیشرفت یک شهرستان بود، در شهرستان خوی هیچ سدی احداث نشد بجز سد آغ چای که تکمیل و پایانش در سالهای اخیر انجام گرفت و سد غازان علیرغم تصویب و تخصیص بودجه هنوز آغاز نشده است و سد الند به خاطر عدم پیگیری ها در دهه گذشته پرونده اش بایگانی شده بود و اکنون دادهمه ما و بخصوص نماینده شهرمان بلند است که سد غازان باید احداث شود و سد الند هم همینطور و این فریاد همیشگی آقای دکتر صدر در همه نطق های خود در مجلس است که: بحران بی آبی خوی را تهدید می کند، اما کو گوش شنوا؟ در این مورد یک همصدایی قوی نیازمندیم تا تو و من و همه دست به قلم ها فریاد مردم خوی را بگوش همه مسوولان برسانیم! و یادمان باشد، آن آبی که هر روز از خوی خارج می شود و از طریق رودخانه ارس، به خارج از کشور سرازیر می شود، اشک چشم کشاورزان ماست. اگر به نطق های دکتر صدر دسترسی نداری، می توانی سری به اینترنت بزنی و نام دکتر صدر را بنویسی آنوقت خواهی دید که کمتر مصاحبه و یا سخنرانی هست که ایشان از بحران آب در خوی شکوه و گلایه نکند و لزوم سد سازی را بیان ننماید، اگر بخواهی می توانم آرشیو همین هفته نامه اقتصاد آذربایجان را در اختیارت قرار دهم تا خود به عینه ببینی! اما تا یادم نرفته، یادآورتان می سازم بروید و مطالعه کنید و ببینید پرونده سد الند در کدام سال به بایگانی سپرده شد و توسط چه کسی دوباره مطرح گردید و مطالعه دوباره اش آغاز گشت.

برادر قلم بدستم

هر شهری با توجه به پیشینه اش، داشته های کنونی اش و چشم انداز درست و واقعی آینده اش رشد می کند و جایگاه اجتماعی خود را تغییر می دهد. نیم نگاهی واقعی به سه شهر بزرگ و مشهور کشورمان(تبریز- اصفهان و شیراز) این مهم را ثابت می کند. در این شهرها رشد خرد جمعی و فرهنگ عمومی سبب گردیده با تکیه بر تاریخ پربار خویش و داشته های تاریخی شان و آنچه هم اکنون دارند و پرورش می دهند و با برنامه ریزی صحیح برای آینده، رشد و گسترش یابند و هر روز بیش از روز قبل هم پیشرفت کنند و هم بلند آوازه گردند.

شهرستان خوی به لحاظ پیشینه تاریخی و حتی معاصر خود، نه تنها هیچ کم و کسری از شهرهای یادشده ندارد، بلکه در برخی موارد یک سر وگردن بالاتر از آنهاست، اما آیا ما از آن داشته ها توانسته ایم بهره ببریم؟ مثال می زنم: مگر زادگاه آیت ا... خویی فخر عالم شیعه در خوی نیست؟ تحقیق کرده ایم که در کدام محله و کدام خانه متولد شده است؟ آن خانه را خریده و به شکل اولیه اش برگردانده و موزش اش کرده ایم تا از همه نقاط جهان برای دیدنش بیایند و انگیزه ای باشد برای نسل امروز و آینده؟ چرا راه دوری برویم همین علامه زریاب خویی چه کم و کسری از بزرگان معاصر کشورمان دارد؟ چند سال قبل بنده داد کشیدم، گلو پاره کردم  که منزل زادگاه زریاب را می فروشند، نگذارید! موزه اش بکنید، خانه زریاب اش بکنید، چه کسی قدم پیش گذاشت؟ اکنون هم اگر در مورد مزار شمس تبریزی و پوریای ولی مصر هستیم دقیقا از همین منظر است. شما که وعده های انتخاباتی آقای دکتر صدر را خوب بیاد دارید، حتما این وعده اش را که مزار پوریای ولی را احیا می کنم، در یادتان مادنده است!

آن روز که تیم هنرمندان به خوی آمد، این پیشنهاد و اصرار خود دکتر صدر بود که در مورد مزار پوریای ولی مصاحبه ای انجام شود و مستندی تهیه گردد، اگر آن روز برنامه ورزش از نگاه 2 به روی آنتن رفت، حاصل تلاش های یک ساله بود که به بار نشست.

می خواهم یادآور شوم که اگر قدمی برای احیای مزار ، یاد و خاطره بزرگان شهرمان انجام می شود، در همین راستا است و بی انصافی و کج اندیشی است که هر حرکتی از سوی هر کسی را به انتخابات نسبت دهیم و مارک تبلیغات بر رویش بچسبانیم و نگذاریم که قدم از قدمی برداشته شود.

چرا در این شهر این بیماری مزمن به جانمان افتاده که هر کسی حرکتی کرد بلافاصله این انگ را به پیشانی اش می چسبانیم که حرکت و عمل اش تبلیغاتی و انتخاباتی است؟

این مساله فقط در مورد جناب آقای دکتر صدر اتفاق نمی افتد، در مورد دیگران نیز متاسفانه چنین قضاوت می شود. نمونه بیاورم: آقای سیدی یکی از همشهریان صاحب سرمایه ماست که کارهای خیریه انجام می دهد، در مساجد و برای برپایی سخنرانی ها و احداث موسسات خیریه و فرستادن اعضای برخی از هیئت ها به اماکن متبرکه فعال است، تا کنون بیش از 20 نامه دریافت کرده ام که مضمون همه شان این است: آقای سیدی کار انتخاباتی می کند و با این همه هزینه کردن می خواهد در انتخابات آینده تاثیر بگذارد و رای مردم را تغییر دهد و یا اینکه برخی از افراد پیرامونش چنین قصد هایی دارند.

من به قصد و نیت افراد پیرامونش کاری ندارم، اما این برادر عزیز آمده، کارهای خیر انجام می دهد، چرا برخی ها شک و گمان دیگری دارند؟ چندی پیش تصمیم گرفتم یکی دو تا از این نامه ها را برای اطلاع عموم در نشریه منتشر کنم، اما آقای دکتر صدر ممانعت کرد و اظهار داشت: «وظیفه نشریه دعوت عموم مردم بخصوص صاحبان سرمایه به انجام کارهای خیریه است نه ایجاد شک و شبهه در آن» و از چاپ آنها منصرف شدم.

برادر من

تا انتخابات بیش از 2 سال باقی مانده است، این چه منطقی است که اگر نماینده مردم و سایر مسوولان در حیطه وظایف خویش حرکتی نکنند، آنها به بی عملی متهم کنیم و اگر حرکتی کردند( که باید بکنند) انگ تبلیغاتی بودن به آنها بزنیم.

اینکه فرموده اید، نماینده مردم در احیای مزار پوریای ولی زحمات دیگران را نادیده گرفته است، به هیچوجه صحیح نمی نماید، چرا که در همان برنامه تلویزیونی، از خیرینی که بلافاصله کمک کردند و از شهردار و شورای شهر به نیکی نام برد و چند روز بعد در جلسه ای که در شورای شهر با حضور فرماندار، شهردار ، اعضای شورای شهر، نویسندگان، ورزشکاران و خبرنگاران برگزار شد، صراحتا اعلام نمود که پوریای ولی متعلق به همه مردم است و همه باید دست به دست هم بدهند  تا این مزار بازسازی شود. ولی نباید از یاد ببریم که استفاده از جایگاه نمایندگی مجلس در احیای مزار پوریای ولی مزایای بسیار دارد و نباید از آن غافل شد.

... اما در مورد استان شدن

به گواهی تمامی نوشته هایم اعم از گزارش، مقاله، طنز و شعر، اینجانب یکی از اولین کسانی بودم که مطالبه مردم، استان شدن خوی را رسانه ای کردم و اگر همه آن مطالب را گردآوری کنم، قطعا کتاب قطوری خواهد شد، اما از وقتی که لقب بی مسما و بی خاصیت «فرمانداری ویژه » را که جز یک نام دهان پرکن بدون هیج امتیاز خاصی نیست را به خوی بخشیدند و یا اعطا نمودند، طی گفتگو ها و بحث های بسیار با برخی از صاحب نظران و شخص جناب دکتر صدر، به این نتیجه رسیده ام که مرکز استان شدن یک شهرستان نیاز به یک سری زیرساخت های اساسی دارد که اگر این زیرساخت ها آماده نباشند، اعطای این نام مثل همان «فرمانداری ویژه » خواهد بود و داشتن عنوان استان محروم از همه امکانات برازنده این خطه مردم بزرگوارش نیست. دکتر صدر در این مورد گفته است:«اگر این زیرساخت ها به خصوص در زمینه های فرهنگی و تاریخی و نام آوری آماده باشند، عنوان مرکزیت استان را نه به درخواست و خواهش ما که با عشق و علاقه تقدیم خواهند کرد.»

و باز دکتر صدر گفته است:«وظیفه من و همه مسوولان این است که با ایجاد مراکز دانشگاهی، ایجاد زمینه های لازم برای احداث کارکانجات بزرگ، تعریض و بازسازی راههای ارتباطی، تامین امنیت سرمایه گذاری، استفاده از نخبگان  متعهد و متخصص در پست ها و مدیریت های منطقه، شکوفا کردن کشاورزی با تامین آب و ایجاد کارخانجات تبدیلی، و.. زیرساخت های لازم برای مرکز استان شدن خوی را فراهم سازیم و این مطالبه به حق مردم را محقق کنیم»

پس اگر به دنبال استان شدن یا مرکزیت هستیم به جای شعار دادن که نتیجه اش تاکنون معکوس بوده، باید به فکر آماده کردن زیرساخت ها باشیم.

جناب آقای توکل

بیکاری به معنای واقعی کلمه درد اصلی مردم ماست، نه تنها مردم منطقه ما، که مردم همه کشور، اما خودت خوب می دانی که علت بوجود آمدن این معضل، منطقه ای و شهرستانی نیست، یک معضل ملی است. ولی من هم باور دارم که می شود بطور منطقه ای هم این معضل را تا حدودی برطرف کرد، البته نه با کنار گود ایستادن و نق زدن و راهکار نشان ندادن و فقط انتقاد کردن، که با کار کردن درست و برنامه ریزی شده.

برادر من، می دانی با اتمام پروژه هایی همچون کارخانجات نورد فولاد، فاز دوم سیمان، شهرک کانی های غیر فلزی، ناحیه صنعتی ایواوغلی، دانشگاه دولتی، بیمارستانهای جدید، پتروشیمی، فرآوری سنگ های معدنی و... سد غازان و سدهای دیگر چندین نفر از مهندس و دکتر و استاد دانشگاه گرفته تا تکنسین و استادکار و کارگر ساده مشغول به کار خواهند شد؟ بهتر نیست به جای نق زدن و کنار گود ایستادن ما نیز آستین بالا بزنیم و برای اتمام این پروژه ها نماینده شهرمان را یاری کنیم؟

مردم چه می گویند؟

برادر من، بخدا این هنر نیست که سر در لاک خود فروبریم و یا اینکه حرف های صد من یک غاز و خاله زنکی محافل قدرت طلب و یاوه گو را خدای نکرده وحی منزل بپنداریم و ویرایش نماییم و در قالب مقاله انتقادی منتشر سازیم. باید به میان مردم برویم، با مردم همسان و همساز گردیم، ببینیم آنها در مورد مسائل پیرامون چه نظری دارند، وقتی در تلویزیون و در یک شبکه سراسری که میلیونها بیننده دارد، نماینده شهرشان در کنار پهلوانان نامدار کشورمان می نشیند و از مزار اسطوره پهلوانی کشور و مرید مولا علی(ع) یعنی پوریای ولی سخن می راند و یک اتحاد و اتفاق ملی برای بازسازی مزار آن پهلوان عارف ایجاد می شود و آن برنامه ای که یک ساعته بود به علت استقبال بیش از حد تصور مسوولان صداو سیما مواجه می گردد و تا سه ساعت ادامه می یابد و در روزهای بعدی به خاطر درخواست های مکرر مردم، بازپخش می گردد، میدانی چه شور و حال و امید و نشاط زایدالوصفی در بین مردم پدید می آید؟ در تاکسی، در خیابان، در بازار در کوچه ها، در منازل همه با افتخار و غرور می گویند:« باید مزار پوریای ولی بازسازی شود» آیا ایجاد اینهمه شورو نشاط و امید در مردم ، هنر نیست؟ نباید از چنان هنری و چنین هنرمندی تجلیل کرد؟ چرا بر خلاف مردم حرکت می کنید و به جای آجر روی آجر گذاشتن سنگ در فلاخن نهاده و به سمت نماینده مردم و در حقیقت به روی خود مردم پرتاب می کنید؟

انصاف نیست!

آقای توکل؛ حضور نماینده مردم خوی و چایپاره در مجامع ملی و بین المللی و گفتگو و مصاحبه و خبر ایشان در رسانه های ایرانی و جهانی دو پیام مهم دارد.

اول اینکه مردم این سامان نماینده را انتخاب کرده اند که حرف اش، کلام اش، منطق و استدلال اش در دفاع از آرمانهای اسلام، انقلاب، نظام، امام ، شهدا، مقام رهبری و مردم برای مخاطبان اش حجت است و به عنوان یک چهره بین المللی جا افتاده است.

دوم اینکه وقتی در همایش های بین المللی نظیر مجمع بین المجالس جهانی و هیات های دوستی و ... آقای دکتر صدر با پارلمانترها و مردم سراسر جهان صحبت می کند، این نام خوی و چایپاره است که در ذهن بسیاری از کشورها ترنم می شود و یادآور می گردد که دیار نخبه پرور و دارالمومنین و دارالصفا هنوز که هنوز است نفس می کشد و فرزندان برومند تربیت می کند و یکی از نمونه هایش همین نماینده مردم است.

آقای توکل، یادمان نرفته تا همین چند سال پیش، وقتی بزرگان کشورمان به خوی می آمدند، نام شهرمان را «خووی» تلفظ می کردند، اکنون نباید موجب غرور و سرافرازی مان شود که اکثر رسانه ها برای دریافت و درج و یا پخش نظرات کارشناسانه نماینده همین شهری که نام اش را تا چندی قبل بدرستی تلفظ نمی کردند، صف می کشند؟

وقتی مردم ما در رسانه ها و مجامع بین المللی چهره و نام نماینده مان را می بینند و کلامش را می شنوند، شور و شعف تمامی وجودشان را فرا می گیرد و با افتخار به دیگران می گویند: این نماینده ماست ، این آقای دکتر صدر است.

حالا یک عده ای به خاطر حسادت و به خاطر اینکه می خواستند در چنان جایگاهی باشند و نتوانسته اند و در وجودشان آن جوهره را نداشته اند که اعتماد مردم را برای رسیدن به چنان جایگاهی جلب نمایند، از روی حسادت حرف های صد من یک غاز بلغور می کنند، ما نباید همپای آنها گردیم و در غمباد حسادت آنها بترکیم!

بهتر نیست که به جای همسویی با حسودان و مغرضان و بلندگوی آنها شدن، همسان و همسو با مردم باشیم و در شور و شعف آنها سهیم گردیم و از نخبگان خود حمایت کنیم؟

جناب آقای توکل! باور کنید که فردا به همین زودی خواهد رسید و نوشته های من و شما در معرض دید فرزندان فردای شهر و دیارمان قرار خواهد گرفت و آنها قضاوت خواهند کرد که من و یا شما با قلم و قدم خود در حمایت از نخبگان و فرزانگان و توسعه و آبادانی شهرمان قلم زده ایم و یا اینکه در تارعنکبوتی حسودان و مغرضان و زیاده خواهان گرفتار آمده و از پشت براین شهر خنجر زده ایم، همچنان که ما در مورد گذشتگان خود قضاوت می کنیم.

من یک خبرنگارم و اکنون فرصتی فراهم آمده تا به بهانه فعالیت در نشریه آقای دکتر صدر، در دفتر کار وی حضور یابم و از نزدیک در جریان امور قرار بگیرم. کاش شما هم هر وقت که دلتان خواست سری به دفتر کارش بزنید، مردم را (مراجعین همه روزه اش را) مشاهده کنید، از هر قشر و گروهی، از آنان که خانواده معزز شهدا هستند، از آنان که بخشی از وجود خود را تقدیم آرمانهای انقلاب کرده اند تا آنان که دردی دارند و مشکلی و راه فرجی می جویند، کاش بیایید و ببینید که با چه امیدی می آیند و با چه محبتی درد هایشان را بازگو می کنند و با چه عشقی رهسپار می گردند، کاش بیایید و ببینید که نماینده همین مردم چگونه تا پاسی از شب و حتی تا دم دمه های اذان صبح می نشیند و گوش می سپارد به آنها که درد را با عشق می آمیزند و تحویل می دهند.

کاش بیایید و بر سر سفره این مرد خستگی ناپذیر بنشینید و دو رکعت نماز عشق صبحگاهی را با او و اعضای دفترش بخوانید. گفتم، اعضای دفترش، اول از همه یادآور شوم که من عضو دفتر ایشان نیستم، خبرنگار و یکی از دست اندرکاران نشریه اش هستم، بنابرین آنچه در مورد اعضای دفترش می نویسم به هیچوجه شامل خودم نمی شود.

اعضای دفتر وی کسانی هستند که یا عمری را در خدمت به نظام سپری کرده اند و صداقت خود را ثابت نموده اند و یا جوانانی هستند که به شهامت و صداقت دکتر صدر ایمان یافته و برای پیشبرد اهدافش که خدمت است و پیشرفت و تعالی، بی هیچ چشمداشتی در دفترش کار می کنند تا درپیشبرد اهداف وی هر چند به قدمی و قلمی و کلامی سهیم گردند، اگر غیر از این چیزی مشاهده کرده ای و یا دیگران یافته ای دارند، اعلام کنند تا ما هم مطلع شویم. ..بگذریم.

در نوشته ات جمله ای بود مبنی بر تبلغیات انتخاباتی که یادآورم کرد دو سال مانده به انتخابات پروژه مبارزه با دکتر صدر و حمله بر علیه وی و اطرافیانش در برخی از محافل (همانها که قبلا ذکرشان رفت) کلید خورده است. و روزبروز بر هجوم ها و تخریب ها افزوده خواهد شد و چه قلم ها که به یاری پول ها و تزویر ها برخواهند خاست تا سروی را سر ببرند(برآن باورم که تو از آنان نیستی)  به باور من نیازی به اجرای این چنین پروژه های سخیف و رذیلانه نیست. چرا که دکتر صدری که من می شناسم، نه چنان بیدی است که به چنین بادهایی بلرزد و نه آنچنان تشنه قدرت است (مثل دشمنانش) که با تمسک به هر وسیله و شیوه ای بر سریر قدرت چنگ بیندازد.  تا زمانیکه بر این باور و یقین هست که در سنگر نمایندگی مردم، می تواند منشا خدمت به کشور و انقلاب و مردم و دیار و زادگاه خود باشد، به پشتوانه مردم چون کوه می ایستد و همچنان خواهد ایستاد و اگر روزی و روزگاری به این نتیجه برسد که شرایط خدمت در این سنگر از بین رفته و یا اینکه در سنگری دیگر می تواند بیش از این خدمت نماید، این جسارت و شهامت را دارد که صادقانه با مردم در میان بگذارد.

... و اما برادر من، اینها که نوشتم نه برای پاسخ دادن به تو بود و نه برای عز و قرب یافتن در نزد دکتر صدر، (که عزت و یا ذلت من در صداقت قلمم نهفته است  و آن را از خدای خود دارم و از حمایت این مردم فهیم) بل برای این بود که اعتقاد دارم تا زمانی که عنوان روزنامه نگار را یدک می کشم، در کنار وظیفه اطلاع رسانی و بیان ضعف ها و کاستی ها و انعکاس مشکلات مردم، یک وظیفه دیگر هم بر عهده ام هست و آن بیان حقایق و واقعیات موجود است. خواه سخنم به پند گرفتن بعضی ها بینجامد و خواه موجب ملال برخی دیگر گردد.

و کلام آخر اینکه برادر من، با انکار خورشید، جهان تاریک نمی شود، بلاهت انکار کننده روشن می گردد.

... و باقی بقای شما

انتصاب معاون منابع انسانی

تعهد و سابقه درخشان مدیریتی صفرزاده یک بار دیگر تایید شد

استاندار آذربایجان غربی با تایید تعهد و سابقه درخشان مدیریتی آقای نادر صفر زاده، وی را به سمت معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی منصوب نمود

در اين حكم آمده است:

بسمه تعالي

جناب آقاي نادر صفرزاده

سلام عليكم

با توجه به سوابق مديريتي و تعهدي كه حضرتعالي داريد و با هماهنگي به عمل آمده با وزارت كشور به موجب اين حكم به سمت سرپرست معاونت توسعه مديريت و منابع انساني منصوب مي شويد.

 انشاءا... در انجام وظايف محوله موفق باشيد.

گردشگری

صنعت گردشگری جایگزین مناسب درآمدهای نفتی

نماینده مجلس شورای اسلامی گفت: صنعت گردشگری جایگزینی مناسب برای قطع وابستگی اقتصاد به درآمدهای نفتی است


به گزارش عرش نیوز،دکتر حسینی صدر افزود: صنعت گردشگری یکی از ارکان اساسی توسعه است و می تواند نقش موثری در قطع وابستگی کشور به نفت داشته باشد.

وی اظهارکرد: سرمایه گذاری در این صنعت و تلاش برای شناساندن ظرفیت های گردشگری به جهان می تواند توجه آنان را به سوی ایران جلب و بستر مناسب برای توسعه گردشگری کشور ایجاد کند.
این نماینده مجلس افزود: نگاهی به کشورهای پیشرفته نشان می دهد بسیاری از کشورهایی که حتی منابع نفتی نداشته اند و خود واردکننده مواد نفتی هستند با تقویت صنعت گردشگری، امروز به جایگاهی ممتاز در توسعه و پیشرفت رسیده اند.
نماینده خوی و چایپاره در خانه ملت خاطرنشان کرد: ارائه بسته های فرهنگی و برنامه های تلویزیونی مناسب می تواند ظرفیت های گردشگری کشور را به مردم ایران و دنیا معرفی کند.
وی ، تامین زیرساخت های گردشگری را یکی دیگر از راهکارهای توسعه این صنعت دانست و اظهار کرد: سرمایه گذاران این بخش اعم از داخلی و خارجی باید مورد حمایت قرار گیرند.
حسینی صد تاکید کرد: توسعه صنعت گردشگری همچنین نیازمند تغییر نگاه ها به این حوزه است و باید با فرهنگ سازی زمینه را برای استقبال و تعامل با گردشگران اعم از داخلی و خارجی در کشور فراهم شود.
وی با تاکید بر لزوم ایجاد شبکه های اطلاع رسانی گردشگری در کشور افزود: نسل جدید و اتباع کشورهای خارجی باید جاذبه های تاریخی و طبیعی ایران را بشناسد و همین معرفی ها است که رغبت برای گردش و سفر در استان ها ایجاد می کند
.

بخشی از تومار افسانه پوریای ولی

پهلوان محمود از خوی و سرماس بود


این افسانه در توماری از پوست آهو نوشته شده که عرض آن 17 سانتیمتر و طول آن سه و نیم متر است و از قراین پیداست که به خط یکی از قصه خوانان عصر صفویه می باشد، این تومار را مرحوم حسین پرتو بیضایی (نویسنده کاشانی الاصل) در بین سالهای 1350-1349 از فردی بنام مهدی زرشکان کاشانی(کتابفروش) در کاشان بدست آورده و مندرجات قابل رویت و پاره نشده آن را در کتاب تاریخ ورزش باستانی ایران با توضیحات لازم به چاپ رسانده است،

در اینجا تصویر بخشی از متن چاپ شده را عینا از کتاب مزبور می آوریم:


رادفر معاون استاندار شد

علیرضا رادفر معاون سیاسی استاندار آذربایجان غربی

استاندار آذربایجان غربی با صدور حکمی علیرضا رادفر را به سمت سرپرستی معاونت سیاسی امنیتی خود منصوب کرد.

قربانعلی سعادت امروز با صدور حکمی دومین معاون خود را منصوب کرد.

وی علیرضا رادفر را  به عنوان سرپرست معاونت سیاسی و امنیتی استانداری آذربایجان غربی منصوب کرده است.

در حکم استاندار آذربایجان غربی آمده است: جناب آقای علیرضا رادفر، نظر به هماهنگی به عمل آمده با وزارت کشور به سبب این حکم به سمت سرپرست معاونت سیاسی امنیتی استانداری آذربایجان غربی منصوب می‌شوید، انشاءالله در انجام وظایف محوله موفق باشید.

پیش از این عیسی قنبری این مسئولیت را بر عهده داشت.

سعادت هفته گذشته نیز هادی بهادری عضو شورای اسلامی شهر ارومیه را به عنوان سرپرست معانت امور عمرانی استانداری آذربایجان غربی منصوب کرده بود.

علیرضا رادفر رئیس ستاد انتخاباتی دکتر عارف در استان قبل از انصراف دکتر و جانشین مهندس عسگری در ستاد انتخاباتی دکتر روحانی در آذربایجان غربی و همچنین فرماندار اسبق شهرهای سلماس، ماکو و شاهیندژ و یکی از چهره های سرشناس دوران اصلاحات و معتدل است .
 برخی از سوابق آقای رادفر :

دبیر شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه (1368-1365)

·         قائم مقام دفتر نمایندگی رهبری در دانشگاه ارومیه (1370-2367)

·         معاون فرماندار شاهین دژ و نقده (1377-1371)

·         فرماندار سلماس (1379-1377)

·         فرماندار شاهین دژ (1383-1379)

·         فرماندار ماکو (1385-1383)

·         مدرس دانشگاه آزاد و جامع علمی کاربردی

·         رئیس هیات موسس دانشگاه آزاد اسلامی سلماس و شاهین دژ و دانشگاه پیام نور شاهین دژ

·         جانباز و رزمنده 8 سال دفاع مقدس

ضمن تبریک به آقای رادفر، موفقیت وی را در مسوولیت جدید همچون مسوولیت های گذشته آرزومندیم.

کنگره امام صادق(ع)

نماینده مردم خوی در مجلس:

سبک زندگی ائمه بهترین الگو برای جامعه بشری است


خبرگزاری تسنیم: نماینده مردم خوی و چایپاره در مجلس شورای اسلامی گفت: سبک زندگی ائمه بهترین الگو برای جامعه بشری است که نیازمند معرفی از طریق رسانه‌های جمعی و فرهنگ سازی توسط نهادهای فرهنگی است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خوی دکتر حسینی‌صدر امروز در نخستین کنگره امام جعفر صادق(ع) ضمن خوش‌آمدگویی و ادای احترام به محضر بزرگان حوزه‌های علمیه و اساتید دانشگاه، سه مناسبت پیش رو را که میلاد حضرت ختمی مرتبت حضرت محمد(ص) و میلاد امام جعفر صادق (ع) و هفته وحدت است را گرامی داشت و اظهار کرد: امروز جامعه ما از کمبودهای بزرگی به نام مشی و روش زندگی رنج می برد.

وی افزود: در جامعه‌ای که روز به روز در حال  پیشرفت است عاطفه و محبت رخت بر بسته و جامعه به سمت طلاق و جدایی پیش می رود

سبک زندگی امام صادق(ع) تبیین شود

حسینی صدر گفت: باید با در نظر گرفتن زندگی معنوی امام جعفر صادق (ع) که سرشار از حکمت و آموزه‌های عرفانی است و الگو قرار دادن سبک و سیاق زندگی این امام همام، سعی کنیم که این کمبودها را در بین جامعه و مردم کاهش داده و وحدت و اتحاد را به شکل واقعی خود نزدیک‌تر نماییم.

وی با تاکید بر اینکه سبک زندگی در جامعه امروز باید اصلاح شود با اشاره هم به اولین مقاله چاپ شده در کتاب همایش گفت: سبک زندگی امام صادق (ع) می‌تواند بهترین الگو برای انسان سردرگم جامعه امروزی باشد چرا که کسانی که به ائمه اطهار(ع) تمسک و توسل جویند هیچ بیگانه‌ای نمی‌تواند با تهاجم غربی و هجوم رسانه‌ای خود چنگ در زندگی وی زده و آرامش او را سلب نماید.

مزار پوریای ولی احیا می‌شود

حسینی صدر با اشاره به دستاوردهای کنگره آیت اله خویی که اخیرا در خوی برگزار شد افزود: از اینکه شهر خوی موفق به برگزاری چنین همایش‌هایی شده است به خود می‌بالیم و از برگزاری چنین همایش‌ها و بزرگداشت‌هایی در آینده استقبال می‌کنیم.

نماینده مردم خوی و چایپاره در مجلس شورای اسلامی یادی از جهان پهلوان پوریای ولی که مزارش در خوی واقع شده است، کرد و گفت: شهرستان خوی دارای مفاخر بزرگی همچون پاین قهرمان ملی است که به تازگی برای ساخت بارگاه و یادبود این بزرگمرد تاریخ، یک اراده ملی بزرگ شکل گرفته و امیدواریم در سایه الطاف مقام معظم رهبری که نائب برحق امام عصر (عج) هستند بتوانیم با کمک جمعی مردم ایران، این مهم را به سرانجامی خوش برسانیم.

کنگره امام صادق(ع)

امام جمعه خوی:

خوی از قرن ششم هجری پایگاه علمی تشیع شده است


خبرگزاری تسنیم: امام جمعه خوی این شهر را برخوردار از پیشینه‌ای تاریخی در ارادت به اهل بیت(ع) ارزیابی کرد که از قرن ششم هجری به پایگاه علمی تشیع تبدیل شده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خوی حجت الاسلام سیدرضی موسوی شکوری امروز در آئین افتتاحیه نخستین کنگره ملی امام جعفر صادق(ع) در خوی با تبیین اهداف برگزاری این کنگره اظهار کرد: این کنگره با هدف شناخت ابعاد بیشتری از زندگی پر برکت ائمه اطهار (ع) به ویژه امام صادق (ع) برپا شده و دستاوردهای آن به تبیین سیره زندگی آن امام همام می‌انجامد.

مسئول کمیته علمی نخستین کنگره امام صادق (ع) افزود: آن امام تمام زندگی خود را وقف ترویج اسلام ناب محمدی (ص) کرد که  برگزاری مناظره‌های علمی و کلامی، اعزام نماینده به بلاد مختلف برای ساماندهی شیعیان، برخورد قاطع با گروه‌های سیاسی زمان به همراه تربیت بیش از چهار هزار شاگرد در حوزه‌های مختلف از اقدامات شاخص در دوره آن حضرت است.

وی تصریح کرد: حکومت جمهوری اسلامی بهترین فرصت را برای ترویج فرهنگ اهل بیت (ع) فراه کرده که باید از آن برای شناخت بیشتر ائمه معصومین (ع) بهره بگیریم.

شکوری افزود: امروز باید در کشورمان به سمت فقه حکومتی برویم چرا که این امر، عاملی اساسی در ترویج فرهنگ اهل بیت (ع) است.

به گفته وی از قرن ششم هجری شهر خوی  به عنوان پایگاه فرهنگی و علمی شیعه شناخته شده و تاثیر بسزایی در ترویج فرهنگ متعالی شیعه داشته است بطوریکه از آن به عنوان دارالمومنین یاد می‌شود.

کنگره امام صادق(ع)

امام جمعه اراک:

فقاهت امام صادق(ع) و شهادت امام حسین(ع) سبب تعالی شیعه شد

خبرگزاری تسنیم: امام جمعه اراک گفت: دوام و تعالی شیعه بر دو پایه فقاهت امام صادق(ع) و شهادت امام حسین(ع) استوار است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خوی آیت الله دری نجف آبادی در نخستین کنگره ملی امام جعفر صادق(ع) اظهار کرد: رشد، دوام و اعتلای شیعه بر دو پایه  فقاهت امام جعفر صادق(ع) و شهادت امام حسین(ع) قرار گرفته است و این دو پایه مهم در قرن‌ها سبب بالندگی تشیع و دین اسلام شده است.

امام جمعه اراک افزود: امروز اگر پشتوانه عظیمی برای تدیّن و تعهد مردم وجود دارد به برکت درس‌ها و آموزه‌های پربار امام صادق(ع) بوده است.

وی گفت: حضرت سید الشهدا(ع) با شهادت خویش اسلام واقعی را تثبیت کرد و امام صادق(ع) با درس و آموزش خویش اصول و مبانی اسلام را به مردم قرن‌ها و نسل‌های بعد تبیین فرمود.

دری نجف آبادی با اشاره به مبدأ انقلاب اسلامی در سال 42 اظهار کرد: انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) نیز از این دو پایه بهره برده است، در سال 42 در روز شهادت امام صادق(ع) که مصادف با دوم فروردین بود، حرکت مردم به رهبری امام خمینی(ره) در قم آغاز شد و در محرم و صفر سالهای 56 و 57 بود که حرکت‌های انقلابی به رهبری امام اوج گرفت و منجر به سقوط نظام ستم‌شاهی و استقرار نظام اسلامی شد.

وی تاکید کرد: ضامن دوام و بقاء و اعتلای شیعه دو بال است که یکی فقاهت است و دیگری جهاد و شهادت است.

با آقا منصور

تشابهات و تمایزات خبرنگاران با منصور

این آقا منصور را تقریبا همه اهالی شهر می شناسند. او با خبرنگاران چند وجه مشترک و چند تمایز دارد که بهانه این پوستر مشترک بنده با وی می باشد.

الف: تشابهات

1-حضرات وقتی منصور را می بینند از وی تعریف می نمایند و در پشت سرش بدگویی می نمایند. خبرنگاران هم اینطور هستند، در روبرویشان حسابی تعریفشان می کنند و هندوانه زیربغلشان می گذارند و در پشت سر هر چه نابدتر است نثارشان می کنند!

2-هیچ کاری را به منصور نمی سپارند چرا که اعتقاد دارند منصور نمی تواند کاری را بدرستی انجام دهد، بیچاره خبرنگاران شهرمان هم اینطوری هستند، تا کنگره ای یا همایشی برگزار می شود، خبرنگاران ما اخ می شوند و حضرات اتوبوس اتوبوس خبرنگار از مرکز استان وارد می نمایند تا اخبار همایش را پوشش مناسب فرمایند.

3-منصور نه نوشتن بلد است و نه فیلم برداری، خبرنگاران شهرمان هم همینطور هستند، ویژه نامه همایش را به مرکز استانی ها سفارش می دهند چون شهرمان نه هفته نامه دارد و نه روزنامه نگار و نه دست به قلم و نه حتی فیلم بردار که کرور کرور فیلم بردار از مرکز استان وارد می نمایند. (قربان شهرمان بروم که این همه واردات دارد!)

تمایزات:

1-اگر به منصور کاری را بسپارند، پولش را پیش پیش می پردازند، اما از خبرنگاران شهرمان می خواهند(با تحکم هم می خواهند ) اخبار را به درستی و کامل و شامل پوشش بدهند و آنوقت کارت های هدیه پنجاهی و صدی را دو دستی تقدیم خبرنگاران مرکز استانی می کنند (بیگاری که شاخ و دم ندارد!)

2-منصور اگر انتقادی کرد زیر سبیلی رد می کنند و گاهی به خنده ای مهمانش می کنند اما وای بحال خبرنگاران اگر قلمی به انتقاد بر کاغذ بکشند که واویلا می شود تلفن ها شروع به کار می کنند و تهدیدات حضوری هم انجام می شود و خلاصه اینکه ... ولش کن.

3-به منصور وعده سرخرمن نمی دهند اما به خبرنگاران آنقدر وعده سرخرمن می دهند که خبرنگاران بدون پیگیری از خیرش می گذرند نمونه اش همین زمین برای احداث خانه که قربانشان گردم از فخرالدوله و احدالناس و غیره هم برای خبرنگاران چراغی روشن نشد.

اصلا چرا من سنگ خبرنگاران را به سینه می زنم، وقتی برای برگزاری همایشی ، مسوولان تقسیم و پخش میوه و آب میوه هم از مرکز استان وارد می شوند ( ما که افراد متخصص برای پخش آبمیوه و کیک نداریم!) آنوقت من ساده لوح و هالو دارم از واردات خبرنگاران شکوه و گلایه می کنم!

...بگذریم. بهانه خوبی گیرآوردم برای گرفتن عکس یادگاری با آقا منصور و زدن در وبلاگ و پز دادن، اینطور نیست!؟

میلاد رسول خدا و امام صادق مبارک باد

یادنامه

به یاد او که داد ستانمان بود

امشب در حسینیه شیخ نوایی یادش را گرامی می داریم

حضور قهرمانان خوی

حضور قهرمانان ملی بر سر مزار پوریای ولی



با خبر شدیم که بعد از اعلام آمادگی محمدرضا طالقانی و علیرضا دبیر برای حضور در مراسم کلنگ زنی پروژه بازسازی مزار اسطوره پهلوانی، پوریای ولی، قهرمانان ملی خطه آذربایجان علی دایی و حسین رضا زاده هم طی تماس های جداگانه با دکتر صدر اعلام کرده اند که در مراسم کلنگ زنی بازسازی مزار پوریای ولی حضور خواهند یافت.

بازسازی مزار پوریای ولی

عزم ملی برای بازسازی آرامگاه پوریای ولی

همزمان با آماده شدن مقدمات جشن گلریزان ، کمیته محلی بازسازی مزار پوریای ولی نیز تشکیل می شود.

اولین جلسه برای تشکیل کمیته محلی بازسازی آرامگاه پوریای ولی در شهرستان خوی برگزار شد.

در این جلسه که به میزبانی شورای شهر خوی برگزار شد، نماینده مردم در مجلس، فرماندار، شهردار، اعضای شورای اسلامی شهر، مورخان، جمعی از کشتی گیران و اصحاب رسانه حضور داشتند.

نماینده مردم خوی و چایپاره در این جلسه گفت: پوریای ولی این عارف و پهلوان نامی و اسطوره فتوت و جوانمردی که در رفتار و منش خود از مولا علی(ع) تبعیت می کرد، متعلق به یک گروه و یا یک شهر و یک منطقه نیست، بلکه او به فرهنگ شیعی و مردم سراسر ایران تعلق دارد.

موید حسینی صدر افزود: وجود مزار پوریای ولی در شهرستان خوی این نکته بسیار مهم را به اثبات می رساند که مردم آذربایجان از دیرباز پیرو مولا و امام خود حضرت علی بودند و رفتار جوانمردانه و پهلوان منشی در رفتار و عملکردشان موج می زد.

وی با اعلام اینکه یک عزم و همت عمومی در سراسر کشور برای بازی سازی مزار پوریای ولی ایجاد شده است، کفت: همه ما مسوولان استانی و شهرستانی باید از این عزم و همت همگانی استقبال کنیم و یادمانی منحصر بفرد و در خور نام این عارف و پهلوان نامی بر سرمزارش احداث نماییم.

این نماینده مجلس از وحدت و همدلی همه مسوولان در راستای بازسازی مزار پوریای ولی استقبال نمود و افزود: از شور و شوقی که در مردم ایجاد شده و از همدلی و اتحادی که در بین مسوولان فراهم آماده تا در یک پروژه ملی و دینی سهیم شوند، بسیار خوشحالم و از همه نهادها و ارگانها و شخصیت های حقیقی و حقوقی که در این امر مهم اعلام حضور و حمایت کرده اند، به عنوان نماینده مردم تشکر و قدردانی می کنم.

حسینی صدر بازسازی و حراست از یادگار های بزرگان عرصه های دین و فرهنگ و علم و ورزش را بسیار ارزشمند خواند و اظهار داشت: در شرایطی که اکثر رسانه های جهانی تحت سیطره صهیونیسم و ایادی شان قرار دارد، تکیه بر فرهنگ دینی و ملی و بزرگداشت نام آوران این عرصه و توجه به اخلاق و منش آنان می تواند نسل آینده را در مقابل هجوم فرهنگ های منحط بیگانه بیمه نماید.

وی با اشاره به اعلام آمادگی خیران و علاقه مندان به فرهنگ ایران اسلامی برای شرکت در بازسازی مزار پوریای ولی گفت: اکنون که بعد از پخش آن برنامه تلویزیونی یک عزم و همت همگانی ایجاد شده ، همه باید دست بدست هم بدهیم تا علاوه بر بازسازی محوطه و آرامگاه این پهلوان نامی، زور خانه بسیار باشکوه و یادمان ارزشمند و همچنین موزه ای پر بار با استفاده از معماری اسلامی که نمادهای جوانمردی و فتوت نیز در آنها لحاظ شده باشد، در مزار پوریای ولی ایجاد کنیم.

همچنین در این جلسه فرماندار، شهردار، رئیس شورای شهر و تنی چند از شرکت کنندگان طی سخنانی آمادگی خود را برای هرگونه همکاری برای بازسازی مزار پوریای ولی اعلام کردند و مقرر گردید طی یک هفته کمیته محلی بازسازی این مزار انتخاب و با همکاری کمیته سراسری و استانی آغاز به کار نماید.

تکذیب مدیرکل

مدیرکل میراث فرهنگی مطلب درج شده در ایران ورزشی را تکذیب کرد

باخبر شدیم که آقای مظفر عباس زاده مدیرکل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان غربی با ارسال جوابیه ای به ایران ورزشی مطالبی را که در رابطه با مزار پوریای ولی از قول وی در آن نشریه چاپ شده بود، بشدت تکذیب کرده و از بازسازی مزار پوریای ولی در خوی استقبال کرده است.

همچنین آقای عباس زاده در مصاحبه ای با خبرگزاری ایسنا ضمن تشکر از تلاشهای نماینده مردم خوی و چایپاره برای بازسازی مزار این پهلوان عارف همکاری و کمک اداره کل را برای بازسازی مزار مورد تاکید قرار داده است.

متن مصاحبه وی با ایسنا عینا در ذیل می آید:

مدیرکل میراث فرهنگی ،صنایع دستی وگردشگری آذربایجان غربی :
وجود مقبره پوریای ولی در خوی افتخار ملی وبین المللی برای کشور است

مدیرکل میراث فرهنگی ،صنایع دستی وگردشگری آذربایجان غربی گفت:وجود مقبره پوریای ولی در خوی افتخار ملی وبین المللی برای کشور است.

دکتر مظفر عباس زاده در گفت وگو با  خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا منطقه آذربایجان غربی اظهار کرد:وجود مقبره پوریای ولی درخوی بعنوان نماد جوانمردی وفتوت دارای اهمیت بسیاری در زمینه های فرهنگی ،گردشگری و ورزشی برای استا ن و کشور است.

وی ضمن تشکر از زحمات وپیگیری های دکتر صدر نماینده مردم خوی در احیای ومعرفی بارگا ه پوریای ولی تصریح کرد:میرا ث فرهنگی استان آماده هرگونه همکاری وکمک برای ساخت واحیای بارگاه پوریای ولی در خوی است.

عباس زاده افرادی که در زمینه های فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری تلاش می کنند را  بازوان  سازمان میراث فرهنگی عنوان کرد وگفت:با برنامه ها وپروژه هایی  که بصورت ملی وبین المللی  انجام خواهیم داد زمینه های معرفی هرچه بهتر وبیشتر مفاخر ،مکان های تاریخی ومناطق گردشگری استان آذربایجان غربی را فراهم می کنیم.

به گزارش ایسنا مزار پوریای ولی در شهر خوی واقع است وهمه ساله علاقه مندان این پهلوان نامی از داخل و خارج کشور به  زیارتش می آیند

پاسخ به منکران مزار پوریا در خوی

وقتی شما خواب بودید!

انکار مزار پوریای ولی در خوی، انکار آفتاب است!

بعد از پخش برنامه ورزش از شبکه 2 و گزارشی که از وضعیت نابهنجار این مزار در معرض دید تماشاگران این برنامه در سراسر ایران قرار گرفت و اشک خیلی ها درآورد و آن گلریزان بسیار رشک برانگیز برپاشد تا مزار این پهلوان و عارف کم نظیر و اسطوره ای بازسازی گردد، به ناگاه از طرف برخی ها که انشاا... برای سرپوش نهادن بر کم کاری های سالیان سالشان نبود و برای توجیه خواب رفتگی شان هم تلقی نمی کنیم! حمله رسانه ای راه افتاد علیه کسانی که قائل به وجود مزار پوریای ولی در شهرستان خوی هستند و بخصوص بر علیه نماینده مردم خوی و چایپاره که بر وجود مزار و لزوم بازسازی آن طی سالهای اخیر پافشاری کرده و می کند.

در تعجبم از آنان که برای توجیه کم کاری و خواب رفتگی سالیان سال سازمان متبوع خویش خیلی راحت ، اسناد و مدارک غیر شفاف و حتی گاه جعلی و غیر مستند کشورهای خارجی را مورد استناد و تایید قرار می دهند اما از اسناد غیرقابل انکار ارایه شده توسط مورخان ایرانی در اثبات مزار پوریای ولی در خوی و ایرانی بودن این عارف پهلوان غفلت می کند و یا اینکه نعوذبالله به عمد تغافل می نمایند تا توجیهی بر کم کاری سالیان سال سازمان متبوعشان باشد!

از یاد نگارنده این مطلب هرگز فراموش نمی شود در جلسه ای که در شورای شهر (دوره دوم) خوی برای بازسازی مزار شمس تبریزی برگزار شده بود و یکی از حضرات استانی سازمانی که باید متولی این امر می شد و در مقابل بازسازی مزار شمس درخواست واگذاری ساختمان قدیم شهرداری خوی  به سازمان مزبور را داشت و با مقاومت اعضای شورای شهر مواجه گردید و در خاتمه جلسه وقتی از وی سوال کردم که مزار شمس چه ربطی به ساختمان شهرداری خوی دارد، در حضور مهندس شریف(رئیس شورای شهر) یقه ام را گرفت و گفت: هرگز نمی گذارم مزار شمس تبریزی به نام خوی ثبت شود!

... و دیدیم که این مزار بنام خوی ثبت شد و همه عالم دانستند که شمس تبریزی عارف ایرانی بود و متعلق به ایران اسلامی.

اکنون نیز برای مزار پوریای ولی غوغا راه انداخته اند که در خوی نیست، غافل از اینکه مزار پوریا در خوی، ایرانی بودن آن پهلوان عارف را به رخ می کشد و تغافل و تجاهل برخی حضرات به این امر مسلم سبب می گردد بعضی از کشورهای خارجی برای تصاحب این فرزند برومند ایران زمین سند و مدرک جعلی و غیر مستدل تهیه کنند و این پهلوان و عارف را به نام خود به ثبت برسانند همچنان که با مولوی کردند.

آقایان بسیار محترم!

وجود مزار پوریای ولی در خوی نه در سالهای اخیر که از دیرباز مورد تایید و تاکید مورخان و نویسندگان بوده و اسناد معتبرش موجود است و بارها و بارها توسط نویسندگان و مطبوعات خوی و حتی نشریات سراسری بازنویسی شده و منتشر گشته اند و اگر شما آن نوشته ها و آن اسناد را ندیده اید، دلیلی بر نبودن و منتشر نشدن آنها نیست و نخواهد بود و پس برای دیدن این اسناد که در ذیل می آید، خواهش می کنم، چشم های خود را بشویید و جور دیگری ببینید( این وصیت زیبای سهراب سپهری برای بهتر دیدن و زیباتر دیدن عالم هستی توسط ماست) :

1-در کتاب های ورزش باستانی ایران (زورخانه) نوشته دکتر پرویز ورجاوند (1345) و همچنین کتاب ورزش باستانی به قلم حسین بیضایی(1350-تجدید چاپ 1387) تصویر طوماری بر پوست آهو(گویا مربوط به دوره صفوی) درج گردیده که این طومار به طومار افسانه پوریای ولی مشهور است و ده فرمان مشهور جوانمردی پوریا هم از آن طومار استخراج شده و سالیان سال است که سرلوحه پهلوانان و ورزشکاران زورخانه ای کشورمان است، آمده که: پوریای ولی از خوی و سرماس بود. (هیچ کدام از نویسندگان این دو کتاب خویی و یا آذربایجانی نیستند)

2- عطاءالله بهمنش ، گزارشگر و کارشناس ورزش سالهای دهه 40 و 50 در مقاله «پوریای ولی: مظهر جوانمردی و صفا»، در مجله کاوه ، سال 12، ش 5 و 6 (بهمن 1353) پوریای ولی را از شهرستان خوی واقع در آذربایجان غربی ذکر کرده است

3-در كتاب خطي «مرآت الشرق» نوشته امين الشرع خويي كه شرح حال 680 دانشمند شيعه قرن هاي 13 و 14 هجري قمري ذكر شده، زندگينامه پهلوان پورياي ولي و وجود مزارش در گورستان «پيرولي» خوي قيد شده. در اين كتاب به سنگ قبر پورياي ولي هم اشاره شده و عين سنگ نوشته، قيد شده است. در سنگ قبر اسامي 7 تن از اجداد پورياي ولي ذكر شده بود. نام پدر پورياي ولي، محمود بود و پسر وي نيز محمود نام داشته. اين رسم در بين مردم خوي و منطقه وجود داشته و هنوز هم وجود دارد. كسانيكه به پدر خود علاقه بسيار دارند، براي زنده نگه داشتن نامش، فرزند خود را به آن نام مي خوانند. در آن سنگ قبر تاريخ فوت پورياي ولي سال 420 هجري قمري ذكر شده است.

اين كتاب با تصحيح و بازنگری استاد صدرایی در سال 1387 چاپ و منتشر شده است.

4-امیر کمال الدّین حسین گازرگاهی در "مجالس العشّاق /۹۶«داستان پهلوان محمود پوریا را شروع کرده:»تکیه دار دارالصّفای اولی الأیدی والابصار(قسمتی از آیة ۴۵ سورة ص)«. در بررسی عناوین و القاب شهرهای ایران، به شهری غیر از خوی بر نمی‌خوریم که لقب»»دارالصّفا«" داشته باشد.

5--مرحوم پرتو بیضایی در کتاب «تاریخ کشتی ایران» از صفحة ۲۶ الی ۶۱ کتابش را به زندگی پهلوان پوریا اختصاص داده‌است. وی به نقل طوماری به عرض ۱۷ سانتی متر و طول سه متر و نیم پرداخته، که از قرائن پیداست، انشاء کنندة آن از قصّه‌خوانان چند سده پیش، به احتمال قوی عصر صفویّه می‌باشد. مرحوم بیضائی این طومار را پس از تجسّس و تحقیقات فراوان از آقای زرکشان به دست آورده‌است. در این کتاب ضمن نقل روایاتی از زندگی پوریای ولی در خوی به کشتی پهلوان با پهلوانی به نام «شیردل» از تبریز در مقام کهنه سواری، اشاره دارد، که در میدان «خوی سرماس"" اتفاق می‌افتد. چند سطر پائین‌تر می‌نویسد: از طرف قبله ده دلیر پیدا شدند همه کلاه‌های اشریکی(نام محلّی) بر سر و نمدهای پا زهری در بر و زیر تنبان‌ها (لباس کشتی) بر کتف در برابر پهلوان ایستادند و پاهای خود را جفت کردند و سلام دادند. پهلوان پرسید که کیستید و از کجا آئید و به چه کار آمده‌اید، در جواب گفتند که از جانب فارس آمده‌ایم در خدمت شیخ روزبهان بودیم و ما به اشارت شیخ وارد اینجانب شده‌ایم و شیخ ما را گفت شما را به خدمت پهلوان محمود پوریای ولی باید رفت و ما دوازده سال بود که در خدمت شیخ بودیم و شیخ ما را گفت شما به خوی سرماس(خوی سلماس) می‌باید رفت و لباسی که در نظر است ما را پوشانید الحال به خدمت تو آمده‌ایم که تا حیات باشد، باشد در خدمت تو باشیم. پهلوانانی که از جانب حاجی بکتاش از غرب آمده بودند، پهلوانانی که از جانب صبا (به جای مشرق به کار رفته) از مشهد مقدّس آمده بودند و... در خوی سرماس پیش پهلوان پوریا جمع می‌شوند

اشاا... که باز انتشار این اسناد تاریخی به هیچوجه شیطنت رسانه ای تلقی نگردد و حضرات حتما بدانند که اگر نماینده مردم خوی و چایپاره در آن برنامه حضور یافته و بر بازسازی مزار پوریای ولی در خوی و برگزاری مراسم گلریزان اصرار داشت و بسیار ملایم و محترمانه لب به انتقاد و گلایه از برخی مسوولان و نهادها و سازمانهای متولی این امر گشود، به پشتوانه همین اسناد تاریخی و دهها سند و مدرک دیگر بوده است و آن برنامه نه تبلیغاتی بود و نه صداو سیمای ما نیازی به ساخت چنان برنامه های تبلیغاتی دارد و اطلاق چنین صفتی به صداو سیما توهین آشکار به آن نهاد و قید شیطنت به رسانه ها، توهین به همه رسانه های جمعی است.

بنابراین:

آقایانی که ادعا می کنید در اثبات وجود مزار پوریای ولی در خوی سند معتبری نیست، باورکنید اسناد بسیار معتبری هست و اگر شما ندیده اید، با عرض معذرت خواب بوده اید و اگر دیده اید و به عمد انکار می کنید، در تلاشی بی فرجام به انکار آفتاب نشسته اید.

پوریای ولی عارف و پهلوان ایرانی است و وجود مزارش در خوی به هیچوجه به این معنی نیست که وی متعلق به خویی هاست( خوی اسمی است که شما خیلی روی آن حساسیت دارید) بلکه موید این نکته است که پوریا متعلق به فرهنگ و مردم ایران اسلامی و بخصوص به ورزشکاران این سرزمین است.

بنابراین لازم می دانم از همه بزرگواران که در آن برنامه شرکت کردند، دکتر صدر(نماینده مردم خوی و چایپاره) محمدرضا طالقانی و علیرضا دبیر و خسرو نظافت دوست (پهلوانان کشورمان) و حتی از پیمان یوسفی (مجری برنامه) تشکر صادقانه بکنم و بخاطر این اقدام شجاعانه شان که به قول نیمای بزرگ( آب در خوابگه مورچگان انداخت) دست تک تک شان را ببوسم و به همه خیرینی که در گلریزان شرکت کردند و بازهم شرکت خواهند کرد، خالصانه خدا قوت بگویم.