پیام تشکر

 تشکر از دکتر روحانی

حجت الاسلام یونس حسین زاده ، مشاور حقوقی ستاد مرکزی انتخاباتی دکتر روحانی در پیامی از دکتر روحانی به پاس عزم راسخ دولت برای نجات دریاچه ارومیه قدردانی کرد.

  متن پیام بدین شرح است:

بنام خدایی که دوست دارد کسانی را که وفای به عهد می کنند.

خدا را شاکریم که بعد از ماهها مجاهدت برای تغییر ، به امیر و پرچم دار اعتدال ، جناب آقای دکتر روحانی لبیک گفتیم و مردم آذربایجان را با دولت تدبیر وامید همراه کردیم.

با وفای به عهد رئیس جمهور محترم در اولین جلسه هیئت دولت که پروژه نجات دریاچه ارومیه را کلید زدند، ما خادمین را در پیشگاه مردم بزرگ آذربایجان رو سفید کردند.

بدینوسیله از طرف مردم غیور خطه آذربایجان از جنابعالی قدردانی کرده توفیقات روز افزون برای جنابعالی و همکارانتان از خداوند متعال خواستاریم.

یونس حسین زاده- ارومیه 27 مرداد

استاندار آینده

مجمع نمایندگان استان هنوز در مورد استاندار جدید آذربایجان غربی به توافق نرسیده اند

  افرادی‌که تا دیروز طرفدار و هوادار سفت و سخت احمدی نژاد بوده اند نمی توانند با تغییر سریع خط مشی به اعتدال مورد انتظار دولت یازدهم برسند و خیلی زود چهره قبلی شان روشن شده و آثارش در نحوه مدیریت آنان پدیدار می شود که این امر در نهایت به زیان مردم استان و منطقه خواهد بود.


نماینده مردم شهرهای خوی و چایپاره در مجلس شورای اسلامی پرهیز از برخوردهای حذفی و چکشی را از مهمترین ملاک های تعین استاندار آینده برای این استان اعلام کرد.

  دکتر صدر در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم به تبیین ویژگی های استاندار آینده آذربایجان غربی در دولت تدبیر و امید پرداخت.
وی با بیان اینکه استان آذربایجان غربی دارای ویژگی های مختلف فرهنگی، مذهبی و قومیتی است گفت: وجود دو قومیت ترک و کرد در استان شرایط خاص فرهنگی را ایجاد می کند و در کنار آن وجود مرزهای طولانی با کشورهای مختلف ظرفیت مهمی برای توسعه استان پدید آورده است که باید ویژگی های خاص استان در داشتن شرایط مطلوب برای توسعه کشاورزی را بدان افزود که موضوع دریاچه ارومیه و بحران بی آبی آن به عنوان محورهای چهار گانه باید مورد توجه استاندار آینده باشد به گونه ای که در این محورها باید برخوردار از برنامه ای مدون و قابل قبول باشد.
وی افزود: روشن است که استان آذربایجان غربی برخوردار از سلایق مختلف سیاسی است که باید استاندار آینده با شناخت از این سلایق بدانها احترام گذاشته و متعهد و باورمند به این ضرورت باشد.
حسینی صدر اضافه کرد: استاندار آینده آذربایجان غربی به طور باید دارای برنامه برای توسعه استان باشد به نحوی‌که بتواند کل استان را از یک منظر بنگرد و برای توسعه تمام استان برنامه ریزی نماید و در این میان به ظرفیت‌ها، تهدیدها و فرصت‌ها شناخت کافی داشته باشد.
نماینده مردم خوی و چایپاره در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: خط مشی استاندار آینده به طور حتم باید همسو با دولت تدبیر و امید باشد و بسیار واضح است که افرادی‌که تا دیروز طرفدار و هوادار سفت و سخت احمدی نژاد بوده اند نمی توانند با تغییر سریع خط مشی به اعتدال مورد انتظار دولت یازدهم برسند و خیلی زود چهره قبلی شان روشن شده و آثارش در نحوه مدیریت آنان پدیدار می شود که این امر در نهایت به زیان مردم استان و منطقه خواهد بود.
وی تاکید کرد: موضوع اعتدال در استان آذربایجان غربی به معنی عدم افراط و تفریط ، پذیرفتن و احترام به مخالف و کنار آمدن با تمام سلیقه هاست و در این استان به طور حتم باید از برخوردهای حذفی و چکشی پرهیز شود.
این نماینده مجلس اضافه کرد: در تعیین مدیران کل، ستادی و فرمانداران در شهرهای مختلف نیز باید به خط فکری اعتدال معتقد بود و در همان راستا عمل کرد زیرا باور داشتن به اعتدال مد نظر روحانی خواهد توانست وحدت و همگرایی ظرفیت های استان را در پی بیاورد.
وی گفت: هنوز در مجمع نمایندگان استان به توافقی درباره پیشنهاد فرد خاصی برای استانداری به جمع بندی نرسیده ایم و در این باره بحث های عملیاتی جدی انجام نشده است.

از دیگران

کارگران مشغول کارند!؟ / حسین شرفخانلو

دوشنبه، ۲۸ مردادماه ۱۳۹۲

توضیح یاردانقلی: در میان دلنوشته های آقای حسین شرفخانلو مطلب فوق را دیدم و خواندم و مدیرمدرسه زنده یاد جلال آل احمد یادم آمد که در بخشی از آن آورده بود: به مدیریت یک مدرسه در دورافتاده نقطه شهر منسوب شدم. رفتم و مشاهده کردم که همه کارکنان و معلمان مدرسه از حضرت سرایدار و آبدارچی باشی حساب می برند و احترام ویژه ای به وی قائل هستند و نمی دانستم علت چیست. بعدا کاشف به عمل آمد که سابقه خدمت آبدرچی باشی بیش از همه کارکنان و معلمان آن مدرسه است و پس بیش از همه حقوق می گیرد و معلمان و کارکنان در اواخر برج دست نیاز به سویش دراز می کنند و او به آنها قرض یا نزول می دهد و همه به وی مقروض شده اند و به همین خاطر لولهنگش بیش از همه آب برمی دارد و لابد رئیس و مدیر مدرسه در حقیقت همان آبداچی باشی است(نقل به مضمون) و...بگذریم. مطلب آقای حسین شرفخانلو را با هم بخوانیم...

کارگران مشغول کارند!؟؛ روایت دیگری از روزمره‌گی‌های یک مدیر روزمره


)این نوشته، سر بی‌موئی است که تراشیدنش هیچ ایماء و اشاره‌ای به هیچ مخاطب و قرینه‌ی خاصی ندارد.(
نیروهای خدماتی ادارات و شرکت‌های دولتی به دو قسمت کلی تقسیم می‌شوند؛ رسمی و قراردادی
قِسم رسمی آن‌ها که این‌روزها نسل‌شان رو به انقراض و بازنشستگی است، مردمانی‌اند سیگاری، عبوس، طلب‌کار از عالم و آدم و پر از ادعای سابقه و تجربه در شعبات مختلف و با مدیران متفاوت – که گاهی دیده شده، تعدادِ مدیرانِ دوره‌ی ادعائی جناب آبدارچی، از شماره‌ی سنوات خدمت او بیش‌تر است و معلوم نیست این عدم تطابق داده‌ها را باید در کجای دل‌مان بگذاریم! - و البته با سگرم‌های در هم که چای را که انگار ارث پدران و آباء و اجدادشان است، با اخم می‌گذارند جلوی هم‌کاران و اگر به آن‌ها باشد، هیچ ابری حق باریدن ندارد چون؛ شیشه‌های پنجره‌ی اتاق رئیس – و البته نه الباقی اتاق‌ها و شعبات - لک می‌افتند و باید! دوباره با شیشه پاک‌کن دستی به سر و رویشان کشید.

از دیگر خصوصیات نیروی خدماتیِ رسمی می‌توان به سر جهازی بودن نام‌بردگان در ادارات اشاره کرد و گردن کلفتی‌شان در مفت خوردن و مفت بردن. به نحوی که تغییر هیچ رئیس و مدیر کل و فرماندار و استاندار و وزیر و حتا رئیس دولتی نمی‌تواند آن‌ها را شعبه‌ و بخشی که در آن آوار شده و چتر انداخته و کنگر خورده و لنگر انداخته‌اند، جا به جا کند. دلیل عمده‌ی این پای‌داری! رسمی بودن نام‌بردگان و پیچ و خم دشوار تنبیه و تنزل جای‌گاه! و دل‌رحمیِ بی‌خودی‌است که توسط مدیرانِ قبلی به سفارش هم‌کاران زیر دست به نام‌برده شده و بدین‌گونه، حقی نانوشته برای او ایجاد کرده که هیچ مقام مسئول و غیر مسئولی را یارای خدشه در آن نیست و تجربه می‌گوید که این بدترین و بد نتیجه‌ترین نوع دل‌رحمی است که می‌شود بر کسی کرد و شاعر در فقره‌اش اشاره به ارتباط ترحم بر پلنگِ تیز دندان دارد و جفای متعاقبی که بر گوسپندان خواهد رفت!
و در ادامه‌ی همین سنتِ زنجیروارِ دل‌رحمی است که روز به روز، به قطر گردنِ نام‌بردگان افزوده و از بازدهیِ ناچیزی که دارند کاسته می‌شود.
تجربه‌ی مدیران سلف حاکی‌ست که؛ تاریخ موردی از جدیت و دل‌سوزی و وجدان کاری در نام‌بردگانِ مظلومِ مقهور را ثبت و درج نکرده است!
الغرض، پرونده‌ی مشارٌالیهم هم‌چنان مفتوح است و بعید می‌نماید تا افقِ هزاروچهارصدوچهار، شر ایشان از سر دوائر دولتی و خصوصی زدوده شود.
اما جُرگه‌ی دوم از نیروهای خدومِ خدماتی، جوانانی‌اند لاغر و نحیف و مردنی که پس از اخذ انواع دیپلم – و گاهی کاردانی و کارشناسی و حتا کارشناسی‌ارشد - و مهارت‌های فنی و حرفه‌ای و قبولی در آزمون اقسام متفاوتی از گواهی‌نامه‌های رانندگی با لودر و بیل مکانیکی و دامپر و نیسان در قالب پایه‌ی یک و دو و غیره، و پس از سگ دو زدن و پر و خالی کردن انواع فرم‌های استخدامی بانک و بیمه و گز کردن شرکت‌های بازاریابی با بیمه و پورسانت عالی، با جیب خالی و اقساط عقب افتاده‌ی وام ازدواج گذارشان به شرکتِ تأمین نیروی خدماتی‌ای می‌افتد که بناست واسطه‌ی انجام خدمت بینِ سازمان و نیروی متخصصِ! آماده به کار باشد و درصد ناچیزی حق‌العمل‌کاری بردارد که؛ در عمل، مزد ناچیزی نصیب جوانکِ جویای کار و مهیای خدمت‌رسانی می‌شود و پول قلمبه‌ای واریز به جیب واسطه‌ای که در ادبیاتِ کارگری مشهور به پیمان‌کار است و همیشه‌ی خدا فغان از ضرر دهی شرکتش دارد و دم از دفاع از حق طبقه‌ی کارگر دارد و از خدا خبر ندارد و این وسط؛ آن‌چه البته به جائی نرسد، فریادِ آن جوانکِ مظلومِ حاضر به کارست...
غرض این‌که حوزه‌ی خدمات و خدمت‌رسانی، گستره‌ایست وسیع با انبوهی از انتظاراتِ به جا و بی‌جا که مدیر مجموعه‌اش باید! اعصابی از جنس سنگ خارا داشته باشد و دلی به وسعت دریا
!

ثبت جهانی فرش خوی

تلاش های چندین ساله به ثمر رسید

فرش ماهی بنام خوی ثبت جهانی شد

دیگر نمی توان فرش خوی را بنام شهرهای دیگر صادر کرد، دیگر هیچ کشور خارجی نمی تواند از طرح فرش ماهی خوی کپی برداری و یا سوء استفاده نماید.


سرانجام طرح فرش دستباف با نقشه مشهور ماهی بنام خوی به همراه 4 طرح دیگر از کشورمان ثبت جهانی شد و این در حالی صورت می گیرد که هیچگونه خبررسانی آنچنانی که قبلاً چندین بار از تحقق آن داده شده بود ، در خبرها به گوش نمی رسد.

فرش های مناطق اصفهان، تبریز، قم، خوی و هریس به ثبت جهانی رسید

 به گزارش سایت خبری بي باک، سید مهدی میر صالحی مدیر مالکیت فکری و علایم تجاری مرکز ملی فرش ایران در گفتگو با خبرنگار حوزه ميراث فرهنگي باشگاه خبرنگاران گفت: برند جهانی فرش دستباف 5 منطقه ایران براساس معاهده  لیسبون و طی  فرآیند کارشناس و مطابق با قوانین بین المللی ثبت جهانی شد.

 وی افزود: فرش دستباف 5 منطقه ایران شامل اصفهان، تبریز، قم، خوی و هریس در سازمان جهانی مالکیت فکری وایپو (WIPO) مستقر در ژنو به ثبت جهانی رسید.

میر صالحی ادامه داد: با این ثبت، ایران شاهد یک دستاورد بسیار مهمی در زمینه فرش دستباف شد، و با توجه به رابطه و تعامل خوبی که بین جمهوری اسلامی ایران وسازمان جهانی وایپو وجود دارد، هم اینک طرح های 10 منطقه دیگر فرش ایران نیز در مراحل بررسی و کارشناسی است که به زودی به ثبت جهانی خواهد رسید.

وی با اشاره به اصالت فرش های ایرانی تصریح کرد: با ثبت جهانی فرش های مناطق ایران، دیگر امکان کپی برداری و سوءاستفاده برخی رقبای فرش دستباف ایران از بین خواهد رفت.

گفتنی است که برای اولین بار طرح مساله ثبت جهانی فرش ریزماهی خوی در تاریخ بیست و چهارم خرداد 1388 توسط نماینده مردم خوی و چایپاره در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگاران مطرح شد و این مطالبه بصورت کتبی توسط وی وزارت بازرگانی وقت و همچنین اتحادیه فرش دستباف ایران و همچنین اداره کل بازرگانی استان درخواست شد، پیگیری های مستمر و بیان کتبی و شفاهی این مطالبه عمومی در نمایشگاههای بین المللی و همچنین صحن علنی مجلس و پیگیری های سایر مسوولان از جمله رئیس اداره بازرگانی وقت خوی (آقای کاظمی، رئیس کنونی اداره صنعت، معدن و تجارت)و همچنین مدیرکل اداره بازرگانی و فرماندار شهرستان خوی فرش ریزماهی این شهرستان در سال 90 ثبت ملی شد و اینک به عنوان اولین فرش دستباف آذربایجان غربی در کنار فرش های اصفهان، تبریز، قم و هریس از طرف سازمان جهانی فرش به نام شهرستان خوی به ثبت رسید.

لازم به ذکر است که بافت فرش ریزماهی فقط در شهرستان خوی انجام می شود و قدمت آن به حدود یک قرن می رسد که در دهه های گذشته بنام فرش شهرستانهای دیگر در بازارهای جهانی عرضه می شد. هم اکنون در شهرستان خوی بیش از 9 هزار کارگاه قالی بافی فعال وجود دارد که در آنها بیش از 45 هزار نفر مشغول کار هستند. .

شهردار زن

شاید اولین زن شهردار هم معرفی شود

شنیدیم که یکی از بانوان کارمند (آموزش و پرورش) با حضور در شورای شهر(یکی از شهرهای اقماری خوی) برنامه پیشنهادی خود برای شهردار شدن را ارایه کرده است. در سفر این بانو به همان شهر دو برادرش وی را همراهی کرده اند.

رونق کافه ها

شهردار جدید در لینچان

شنیدیم که یکی از کاندیداهای پست شهرداری فیرورق به همراه یکی از اعضای شورای جدید شهر خوی در کافه لینچان حضور یافت و برنامه های خود را برای شهردار شدن به اعضای شورای شهر فیرورق اعلام نمود.

نظرخواهی

نظر بدهید

بنظر شما رفتار، کردار و گفتار نماینده مردم خوی و چایپاره در جلسات بررسی صلاحیت کابینه دکتر روحانی چگونه بود؟

دکتر روحانی با رای اکثریت مردم ایران به ریاست جمهوری انتخاب شد و کابینه پیشنهادی خود را برای اخذ رای اعتماد به مجلس معرفی کرد. در جلسات بررسی صلاحیت وزیران پیشنهادی، نمایندگان موافق و مخالف صحبت کردند که نماینده مردم خوی و چایپاره نیز به عنوان موافق وزیر کار و تعاون و تامین اجتماعی سخنرانی کرد و 5 دقیقه از وقت خود را در اختیار آقای محجوب (نماینده تهران و مورد حمایت خانه کارگر) قرار داد.

با توجه به اینکه هر کدام از نمایندگان در آن چهار روز که مستقیما از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، حرکات، رفتار و گفتار متفاوتی داشتند و برخی از این حرکات حتی مورد انتقاد واقع شد، لطفا برای ما بنویسد که رفتار و کردار و سخنرانی دکتر صدر در مجلس برخاسته از فرهنگ و منش مردم خوی و چایپاره بود و با متانت و وقار و ادب همراه بود یانه و آیا بر اساس احترام به رای مردم و کرامت مردم انجام شد یا نه و آیا از رفتار دکتر صدر در مواجهه با وزرای پیشنهادی و حفظ حرمت نمایندگی مردم راضی بودید یا نه؟ نظرات شما برای آگاهی عموم درج خواهد شد.

آسفالت جاده قطور

پیگیری های بسیار سرانجام نتیجه داد:

آسفالت جاده قطور را تمام کنید

آخرین دستور وزیر راه و شهرسازی در حال اجراست

این متن دستور صریح وزیر راه و شهر سازی به سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای کشور است که در پاسخ به پیگیری های شفاهی و کتبی و حضوری نماینده مردم خوی و چایپاره در مورد تسریع دراتمام بازسازی جاده قطور صادر شده است با این تاکید که مبلغ یک میلیارد تومان برای ادامه آسفالت این جاده اختصاص یافته است. در نامه معاون وزیر راه و شهرسازی آمده است:


برادر گرامی جناب آقای دکتر افندی زاده

برادر گرامی جناب آقای مهندس محبت خواه

معاون محترم وزیر و رئیس سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای

قائم مقام محترم وزیر و مدیر کل راه و شهرسازی استان آذربایجان غربی

سلام علیکم

نامه شماره 40168 مورخ 31/4/92 برادر گرامی جناب آقای صدر، نماینده مردم شریف شهرستان خوی در مجلس شهرستان خوی در مجلس شورای اسلامی در خصوص بهسازی و آسفالت جاده مورد نظر در خوی (تصویر پیوست)به استحضار مقام عالی وزارت رسید، پی نوشت فرمودند:

برادر افندی زاده- با سلام

مبلغ یک میلیارد تومان حتما مساعدت شود.

برادر محبت خواه- با سلام

حتما این موضوع 5 کیلومتر را تمام کنید.

مقتضی است دستور فرمائید نتیجه اقدام را به معاون محترم تلفیق بودجه، حقوقی و امور مجلس اعلام و رونوشت آن نیز به این حوزه ارسال گردد.

حسین نورانی

مشاور وزیر و مدیر کل حوزه وزارتی

همچنین معاون امور مجلس وزیر راه و شهرسازی در نامه ای به دکتر صدر ضمن اعلام دستور وزیر خواستار نظارت وی برای اجرای این دستور شده است، در این نامه نیز آمده است:


برادر گرامی جناب آقای دکتر حسینی صدر

نماینده محترم مردم شریف خوی و چایپاره در مجلس شورای اسلامی

سلام علیکم

احتراما در پاسخ به نامه شماره 40168 مورخ 31/4/92 در خصوص ضرورت تسریع در تکمیل عملیات بهسازی و آسفالت چند کیلومتر باقیمانده جاده خوی-قطور، به استحضار می رساند:

موضوع طی نامه شماره 01/110/29498 مورخ 31/4/92 حوزه محترم وزارتی (تصویر پیوست) به سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای مبنی بر "مبلغ یک میلیارد تومان حتما مساعدت شود" و به معاونت راه روستایی مبنی بر "حتما ای موضوع 5 کیلومتر را تمام کنید"، ارسال گردید.

خواهشمند است دستور فرمائید از طریق مذکور پیگیری تا اقدامات لازم معمول فرمایند

لازم به ذکر است که هم اکنون اداره راه و شهرسازی خوی در حال اجرای این دستور است .

گزینش خبرنگاران

خبرنگاران خوی گزینش می شوند

برخی از نهادها در روز خبرنگار با دعوت از چند خبرنگار معدود و تجلیل از آنها اعلام کردند که ما فقط از خبرنگارانی تجلیل می کنیم که با ما همکاری داشته باشند. یعنی اینکه آنچه را ما می فرستیم چاپ کنند و آنچه را نمی پسندیم چاپ نکنند. یعنی اینکه خبرنگار کسی است که آنچه دستور دادند بنویسد  و آنچه دستور برای ننوشتن صادر شد ننویسند. برای اینکه یادانقلی هم گزینش شود از این به بعد طبق فرموده عمل خواهد کرد. پس عزت زیاد

دستگیری سارقان

سارقان منازل پیرزنان دستگیر شدند

این سارقان به انجام ده فقره سرقت و کشتن دو پیرزن اعتراف کرده اند

باخبر شدیم که ماموران دایره آگاهی فرماندهی انتظامی خوی موفق شدند سارقان منازل پیرزنان را دستگیر نمایند.

این سارقان که دو نفر می باشند منازل پیرزن های تنها و یا پیرزنان و پیرمردان را شناسایی کرده و شبانه وارد منزل آنها شده ضمن سرقت، پیرزنان را برای دریافت پول و یا طلاو زیورآلات به قصد کشت کتک می زدند. بر اثر ضرب و شتم این سارقان یک پیرزن در کوجه خاماجیلار و یک پیرزن دیگر در کوچه ادیب به قتل رسیده بودند.

شهردار آینده

شهردار آینده خوی بزودی مشخص می شود

گفته می شود آقای شاهین پور دیروز دوباره مهمان شورای شهر جدید بود برای ارایه برنامه اقتصادی خودش، وی در برنامه قبلی خود در مورد مسائل اقتصادی شهرداری چیزی نگفته بود. در این حال شنیدیم که آقایان دکتر سیاوش اسبقی، دکتر صابر محمدپور و مهندس اکبرزاده نیز برنامه های خود را برای بررسی به شورای جدید ارایه کرده اند. پس بزودی شهردار آینده خوی مشخص خواهد شد.

مقاله وارده

لاشخورهای اطراف سرمایه دار و خیر معروف خویی را بهتر بشناسیم!

اخیرا مقاله ای با این عنوان از طرف یکی از خویی های مقیم تهران که از فعالان سیاسی اصلاح طلب هستند جهت درج در وبلاگ کافه خبر خوی به اینجانب فرستاده شده که بطور مبسوط به بررسی سوابق و عملکرد چند تن از حلقه پیرامونی یک سرمایه دار و خیر اهل خوی پرداخته است.

ایشان در این مقاله ضمن تمجید از شخصیت و عملکرد این خیر خویی عملکرد حلقه پیرامونی ایشان را در طول سالیان گذشته و حال حاضر به زیر ذره بین نهاده است. با توجه به ارزش والای این اثر پژوهشی، در حال رایزنی با نویسنده جهت تعدیل برخی از مطالب درج شده در این مقاله هستم. در صورت موافقت ایشان با تعدیل و ویرایش به منظور پیشگیری از اهانت به افراد در مقاله مربوطه بزودی این اثر تحقیقی و ارزشمند در این وبلاگ درج خواهد شد.  

درد دل یک همشهری

از ما بهتران

ساختمانی به این عظمت در کنار جاده اصلی و بدون رعایت حریم جاده!


عاقله مردی وارد دفتر شد و یک راست سراغم آمد و عکسی را روی میزکارم گذاشت و گفت: این ساختمان در حال احداث را مشاهده کرده ای؟

نگذاشت جوابش را بدهم و خودش ادامه داد: این ساختمان را در انتهای بلوار ولی فقیه و جنب پمپ بنزین و در نزدیکی بیمارستان آیت ا... العظمی خویی احداث می کنند. بدون رعایت حریم قانونی جاده و بدون اینکه کسی بگوید بالای چشم تان ابروست. اما من که آهی در بساط ندارم برای ساختن سرپناه برای زن و فرزندم در ودرافتاده ترین نقطه شهر و آنجا که به قول خودشان مجوز مسکونی ندارد می خواهم اقدام کنم، بلافاصله ماموران می ریزند و تیشه و ماله بنا و عمله را با خود می برند و اگر دیواری بالا رفته تخریب اش می کنند و کارم به دادگاه و غیره می افتد اما در روز روشن و در کنار جاده اصلی و در مقابل چشم همه ساختمانی به این عظمت قد می کشد و حریم قانونی جاده رعایت نمی شود و کسی هم کک اش نمی گزد...

برای فرونشاندن عصبانیت اش دعوت کردم بنشیند و به یک استکان چایی مهمان اش کردم و قدری آرام گرفت و ادامه داد: من و امثال من بودیم که به آقای دکتر صدر اعتماد کردیم و رای دادیم و نماینده مان کردیم و الحق که جواب اعتمادمان را گرفته ایم. جاده سازی، بازکردن مرز رازی، احداث بیمارستان و دانشگاه و دهها طرح و پروژه دیگر در زمان نمایندگی او محقق شده و قدردانش هستیم. اما چون از همه جا دستم کوتاه شده و حرفم درهیچ کجا خریداری نداشته ناچار به دفترش پناه آورده ام تا دردم را بگویم و درمانش را از خود دکتر بخواهم.

دردم فقط این نیست که آلونک مرا تخریب می کنند و ساختمان بلند بالای دیگران را اصلا نمی بینند، دردم این است که در این شهر هستند کسانی که هنوز که هنوز است از رانت استفاده می کنند و از چندین جا حقوق می گیرند و زمین ها را درسته می خورند و برج و کاخ بالا می آورند و قانون را دور می زنند و در برخی از ادارات حامی و پشتیبان دارند و به امثال من که دستمان از همه جا کوتاه است، فخز می فروشند و بجز خودشان و چند نفر معدود افراد دور و برشان و شریک تجاری شان  هیچ کسی را داخل آدم حساب نمی کنند.

دردم این است که به امثال من توهین می کنند چرا که به دکتر صدر اعتماد کرده ایم و به دکتر صدر انواع تهمت ها را می زنند چرا که در بازی آنها شریک نشده و در رانت خواری آنها سیهم نگذشته و همچون آنها جیب ها و حساب بانکی اش را فربه نساخته است.

دردم این است که آقای دکتر صدر آنقدر سرگرم اجرای پروژه ها و رفع مشکلات آنهاست و آنقدر این آقایان بر سر راه اش سنگ اندازی می کنند و هر روز توطئه ای جدید می چینند تا وی از پرداختن به رانت خواری ها غافل شود و آنها سرگرم خوردن و خوردن و خوردن شوند و هرگز سیری نداشته باشند.

کمی آرام گرفت و ساکت ماند و من به سخن درآمدم که: برادر من، این دفتر و این نشریه و این وبلاگ فسقلی متعلق به شماست. دکتر صدر نشریه اش را فقط برای این دایر کرده که بلندگوی دردها و آلام و آرزوهای شما باشد. و مرا در اینجا بکار گمارده تا حرف ها ی شما را بازگو کنم و تلخنامه های شما را بنگارم. بدون هیچ گونه قضاوتی عین گفته های شما و عکسی را که آورده اید چاپ می کنم و از مسوولان می خواهم که پاسخگو باشند.

و همین درد دل این همشهری سبب شد که بنویسم و اعلام کنم: نشریه دکتر صدر(اقتصاد آذربایجان) طبق دستور صریح خودش متعلق به مردم است و آماده برای دردنگاری شان و بیان آلام و آرزوهایشان و افشای همه موارد خلاف قانون و حق کشی ها و  رانت خواری ها و زیاده خواهی هاست. و این وبلاگ فسقلی نیز جز این رسالتی برای خود قائل نیست. در هر کجای شهرمان اگر احساس می کنید کاری خلاف قانون انجام شده و یا حقی ناحق گریده و قانونی زیرپا گذاشته شده چه از طریق نامه و چه تلفنی و چه حضوری به ما اطلاع دهید که حتما برای تهیه گزارش خواهیم آمد و در مورد زیاده خواهان و رانت خواران هم به کمک و همکاری شما نیازمندیم تا به ما اطلاع دهید یقین داشته باشد که با استعانت از خدای آفریننده قلم خواهیم نوشت و ایمان داشته باشید که نماینده تان (دکتر صدر ) پیگیری خواهد نمود و نتیجه اش را ما منعکس خواهیم کرد.

ما بر این باور هستیم(همچون بسیاری از مردم عزیز) که یاوه سرایان و توهین کنندگان و شایعه پراکنان بر علیه دکتر صدر همانها هستند که قطعا از اجرای عدالت می ترسند و از افشای رازمگو های خود( رانت خواری ها و زیاده خواهی هایشان) واهمه دارند.

نظام جمهوری اسلامی برای برقراری عدالت ایجاد شده و نماینده شما با شعار اجرای عدالت  مورد اعتماد شما واقع شده و ما با دکتر صدر هم قسم شده ایم که در اجرای عدالت با قلم خود همراهش باشیم و در کنار مردم برای همیشه باقی بمانیم. بنویسد، برایمان بفرستید، تلفنی بگویید یا در دفتر مهمانمان باشید و یقین کنید که ما خواهیم نوشت و دکتر صدر قطعا پیگیری خواهد کرد.

چشم انتظارتان هستیم

یا حق

ستاد روحانی در خوی

ستاد روحانی در خوی دایر شد

ستاد تبلیغاتی و انتخاباتی آقای دکتر روحانی در شهرستان خوی دایر شد و آغاز به کار نمود.

نه، اشتباه نکنید این خبر اصلا کهنه نیست و بسیار هم نو و بکر و تازه است. شنیدیم که در روزهای گذشته ستاد انتخاباتی و تبلیغاتی دکتر روحانی در خوی دایر شده و اعضای این ستاد به دیدار مسوولان می روند و می خواهند در انتخاب مسوولان آینده سهمی داشته باشند و ... با شنیدن این خبر یاد آن لطیفه ای افتادم که گویا غذایی می پختند و عده زیادی در تهیه وسایل و مواد و پختن آن شریک شده بودند و عربی از آنجا می گذشت و بوی غذا بدجوری اشتهایش را تحریک کرد و خواست از آن غذا سهمی ببرد و ناچار مارمولکی گرفت و داخل دیگ غذا انداخت و گفت: انا شریک، من هم شریک شما هستم.

آقایانی که یک روز بعد از اتمام رای گیری یعنی روز شنبه طرفدار دکتر روحانی شده اید، قدری درنگ کنید، دولت روحانی شرکت سهامی نیست که به فکر سهم خواهی افتاده اید. اینجا شهری است که همه مردم همدیگر را می شناسند برای خود شناسنامه جدید درست نکنید نام قبلی تان در حافظه مردم مانده است

فکر می کنم همین مقدار برای قدری تلنگر و به خود آمدن کافی باشد.

یک نظر دیگر

قهوه روز مبادا

این هم یک نظر بسیار جالب دیگر از یکی از همشهریان خوش ذوقم.

با خواندن اینگونه نظرات بسیار ارزشمند و زیرکانه نه تنها حسابی کیفور می شوم بلکه تلنگری هم به خودم می زنم  برای اینکه زیاد مغور نشوم و خود را نویسنده و صاحب ذوق ندانم و بدانم که در همین شهرم افرادی بی ادعا  هستند که بسیار بیشتر از من صاحب ذوق اند و بسی برتر از من نویسنده اند و باید در مقابل ذوق و استعدادشان از سر اخلاص سر تعظیم فرود آورم . آفرین بر آقا بهرام و این داستانک بسیار زیبا و هوشمندانه اش...

 

جناب کرمانشاهی عزیز:
کارهای بعضی از اعضای محترم شورا وشهرداری برای روز مبادا هست البته روز مبادای بعضی با روز مبادای بعضی کاملا متفاوت است و صدالبته قضاوت با مردم است(توضیح روز مبادا در ادامه می آید)
قهوه‌ی مبادا
با یکی از دوستانم وارد قهوه‌خانه‌‌ای کوچک شدیم و سفارش‌ دادیم به سمت میزمان می‌رفتیم که دو نفر دیگر وارد قهوه‌خانه شدند و سفارش دادند: پنج‌تا قهوه لطفاً، دوتا برای ما و سه تا هم قهوه مبادا!سفارش‌شان را حساب کردند، دوتا قهوه‌شان را برداشتند و رفتند. از دوستم پرسیدم: «ماجرای این قهوه‌های مبادا چی بود؟» دوستم گفت: «اگه کمی صبر کنی بزودی تا چند لحظه دیگه حقیقت رو می‌فهمی
آدم‌های دیگری وارد کافه شدند. دو تا دختر آمدند، نفری یک قهوه سفارش دادند، پرداخت کردند و رفتند. سفارش بعدی هفت‌تا قهوه بود از طرف سه تا وکیل، سه تا قهوه برای خودشان و چهارتا قهوه مبادا! همان‌طور که به ماجرای قهوه‌های مبادا فکر می‌کردم و از هوای آفتابی و منظره‌ی زیبای میدان روبروی کافه لذت می‌بردم، مردی با لباس‌های مندرس وارد کافه شد که بیشتر به گداها شباهت داشت. با مهربانی از قهوه‌چی پرسید: قهوه‌ی مبادا دارید؟
خیلی ساده‌ است! مردم به جای کسانی که نمی‌توانند پول قهوه و نوشیدنی گرم بدهند، به حساب خودشان قهوه مبادا می‌خرند. سنت قهوه‌ی مبادا از شهرناپل ایتالیا شروع شد و کم‌کم به همه‌جای جهان سرایت کرد. در بعضی مکان‌ها شما نه تنها می‌توانید نوشیدنی گرم به جای کسی بخرید، بلکه می‌توانید پرداخت پول یک ساندویچ یا یک وعده غذای کامل را نیز تقبل کنید.
چه زیباست ما هم کمی بیشتر به این “مبادا”ها در زندگی فکر کنیم لبخند “مبادا”، سخاوت “مبادا”، مهربانی “مبادا”، محبت “مبادا
چه بسا کسانی در اطراف ما باشند که با این”مبادا”ها جان دوباره ای بگیرند، یادمان باشد که: امروز همان روز “مبادا” است، همان فردایی که دیروز نگرانش بودیم.

افتتاح میدان تره بار

چه کسانی برای افتتاح میدان تره بار دعوت می شوند؟

در مراسم افتتاح ترمینال یا همان پایانه مسافربری شهرستان خوی(بزرگترین و زیباترین پایانه مسافربری استان) چشمانم را به هر سو که گرداندم نشانی از شهردار سابق (صالحجو) و برخی از اعضای شورای دوره اول ندیدم، همانها که برای تصویب و اجرای آن زحمات زیادی کشیده بودند. در حالی که دعوت از آنها و یک تقدیر خشک و خالی نه تنها به جایی برنمی خورد که باعث قوت فلب مسوولان فعلی (آن زمان ) هم می شد. قرار است میدان تره بار جدید نیز در هفته دولت به بهره برداری برسد. یعنی در زمانی که به جای شهردار یک سرپرست شهرداری خواهیم داشت. آیا از شهردار سابق( کربلای خلیلی) و شهردار اسبق (صالحجو) و همه انها که برای به بار آمدن این میدان زحمت کشیدند، دعوت خواهد شد و تقدیری خشک و خالی به عمل خواهد آمد یا اینکه همه چیز بنام نوآمده ها تمام خواهد شد ؟ اصلا به من چه؟ مگر من شهردار بوده ام و یا عضو شورای شهر در دوره های قبلی و یا ... راستی شما می دانید که افتتاح این میدان چرا اینهمه به درازا کشید تا به اکنون برسد؟ ... بگذریم.

روز خبرنگار

از خبرنگاران استفاده ابزاری نکنید

برگزاری مراسم گزینشی تجلیل از خبرنگاران

در یکی از روزهای گذشته مراسم تجلیل از خبرنگاران شهرستان خوی در یکی از ارگانها برگزار شد. مراسم بسیار جالبی برگزار شد، فقط عده بسیار معدودی از خبرنگاران دعوت شده بودند و مسوولان برگزاری مراسم نیز صریحا اعلام کرده بودند که فقط خبرنگارانی را دعوت کرده ایم که با ما همکاری داشند، یعنی اینکه در طول سال اخبار ارسالی ما را بدون کم و کاست و بدون لحاظ کردن اصول خبرنگاری و بصورت دیکته شده چاپ و یا به خبرگزاری ها و رسانه ها ارسال کرده بودند. اینکه نهاد و ارگانی به فکر خبرنگاران بودند و هستند بسیار خوب است و جای تشکر دارد اما اینکه فقط خبرنگارانی که مثبت نوشته اند و هر آنچه ارسال شده چاپ فرموده اند و یا گزارش کرده اند... مرا یاد سخنان دکتر صدر انداخت در گفتگو با خبرگزاری فارس و فهمیدن اینکه تفاوت دیدگاه از کجاست تا به کجا...

مسئولان از خبرنگاران استفاده ابزاری نکنند

عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی با تأکید بر نقش خبرنگاران در جوامع دموکراتیک، از برخورد ابزاری با این قشر تلاشگر انتقاد کرد.

دکتر حسینی‌صدر در گفت‌وگو با خبرنگار فارس ضمن تبریک به مناسبت فرا رسیدن روز خبرنگار، اظهار داشت: رکن اصلی هر جامعه مدنی و دموکراتیک، حرفه خبرنگاری و فعالیت خبرنگاران است که البته آن طور که باید در کشور ما از این حرفه حمایت نمی‌شود که لازم است مورد تجدید نظر مسئولان و دقت بیش‌تر آنان قرار گیرد.

وی خبررسانی و خبرنگاری را یکی از مهم‌ترین دستاوردهای پیشرفت هر جامعه‌ای عنوان کرد و افزود: میزان قانونمندی، آزادی بیان و مدنی بودن هر جامعه‌ای به طور مشخص با فعالیت خبرنگاران آن جامعه ارتباط مستقیم دارد.

حسینی صدر مدنی، قانونی و پیشرفته بودن هر جامعه‌ای را منوط به گستره فعالیت خبرنگاران آن جامعه اعلام و تصریح کرد: در هر جامعه‌ای که جایگاه خبرنگاری در آن جامعه‌ بالاتر باشد به همان میزان دموکراسی و جرأت بیان حقایق در آن جامعه بیش‌تر است.

وی میزان توسعه در هر جامعه‌ را با میزان گسترش اطلاع‌رسانی و خبررسانی در آن جامعه مرتبط دانست و خاطرنشان کرد: خبرنگاران با تیزبینی‌های خود در احقاق حقوق مردم و دادن انگیزه به کسانی که در راستای تعالی جامعه تلاش می‌کنند و دفاع از حقوق مسلم ولی پایمال‌شده محرومان، بسیار موثر هستند.

دکتر صدر نقش خبرنگاران را در گسترش دانش و توسعه فکری و حتی عمرانی جوامع بسیار مهم ارزیابی کرد و آنان را یکی از ارکان مهم دموکراسی هر جامعه‌ای برشمرد و افزود: هر اندازه حیطه فعالیت خبرنگاران در جامعه‌ای محدودترشده و آزادی عمل از او سلب شود، به همان اندازه باید در نحوه عملکرد مسئولان اجرایی آن جوامع حساس‌تر بود.

عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی از نگاه ابزاری به این قشر توانمند و پرتلاش جامعه انتقاد کرد و گفت: خبرنگاری که با کمترین مزایا آمده تا حقایق را به بشریت بازگو کند، کسی نمی‌تواند او را از بیان حقایق به مردم بازدارد، که مسئولان باید علاوه بر عنایت به این مسئله و ارائه عملکرد شایسته از خود، روحیه انتقاد را نیز در خود پرورش دهند تا از برخی چالش‌های بی‌مورد خبرنگاران قدری کاسته شود.

یک نظر جالب

بدست آوردن ناچیز و از دست دادن همه چیز

یکی از خوانندگان بزرگوار وبلاگ بنام آقای شهرام  نظر جالبی برایم ارسال کرده بود که حیفم آمد خوانندگان دیگر را از خواندن آن بی نصیب بگذارم. لطفا این نظر بسیار جالب را بخوانید:


توسط:شهرام

جناب کرمانشاهی عزیز:
این نظر را بگذارید برای تعدادی!!!!؟؟؟؟ از پیمانکاران محترم به شورای شهرراه یافته اندتا بلکه انشالله پند بگیرند
روزی پسر بچه‌ای در خیابان سکه‌ای یک سنتی پیدا کرد. او از پیدا کردن این پول، آن هم بدون هیچ زحمتی، خیلی ذوق زده شد. این تجربه باعث شد که بقیه روزها هم با چشمهای باز، سرش (به دنبال گنج) را به سمت پایین بگیرد! او در طول زندگی، ۲۹۶ سکه ۱ سنتی، ۴۸ سکه ۵ سنتی، ۱۹ سکه ۱۰ سنتی، ۱۶ سکه ۲۵ سنتی، ۲ سکه نیم دلاری و یک اسکناس مچاله شده ۱ دلاری پیدا کرد؛ یعنی در مجموع ۱۳ دلار و ۲۶ سنت.
در برابر به دست آوردن این ۱۳ دلار و ۲۶ سنت، او زیبایی دل انگیز ۳۱۳۹۱ طلوع خورشید، درخشش ۱۳۷ رنگین کمان و منظره درختان افرا در سرمای پاییز را از دست داد. او هیچ گاه حرکت ابرهای سفید را بر فراز آسمان، در حالی که از شکلی به شکل دیگر در می‌آمدند، ندید. پرندگان در حال پرواز، درخشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر، هرگز جزئی از خاطرات او نشد...

سفر به تهران

اعتذار به خاطر مسافرت

همشهریان گرامی، اکنون که برای دریافت مجوز شهردار شدن عازم تهران بوده و ممکن است چند روزی نتوانم در خدمت شما باشم پیشاپیش عذر خواسته و امیدوارم بعد از بازگشت و دریافت مجوز شهردار شدن در خدمت شما باشم.

ارادتمند- بازنشسته علاقمند به شهردار شدن

امروز روز ماست

واقعی گرایی یا واقعی نمایی!

امروز روز ماست و با کمال پررویی از طرف تمام خوانندگان وبلاگ ابن روز را به خودم تبریک می گویم و  از روی آینه صورت ماهم را می بوسم(آن هم چه صورت ماهی!!!).

اما در این روز که روز خودمان است می خواهم اعتراف صادقانه ای هم  بکنم که آقایان مسوول ما در مورد عملکرد شما همیشه واقعیت را همان طور که هست نمی نگاریم، بلکه گاهی واقعیت را آنطور نشان می دهیم که برای مردم خوشآیند باشد.(بیان واقعیت همیشه خوشایند نیست) یعنی عملکرد شما را در ذهنمان پرورش داده و بعدا بازتاب می دهیم. اگر دیدید عملکرد شما با آنجه ما منعکس کرده ایم کمی تا قسمتی فرق دارد، عیب از چشمان شما نیست عیب از قلم ماست که با جوهر رقیق می نویسد!

به این عکس خوب نگاه کنید سایه دوچرخه همان بازتاب ما از عملکرد برخی از مسوولان است!


نامه به یک دوست

نامه ای به حاج علی سرخوش به پاس یک عمر دوستی و مهربانی

دوست گرامی ام مواظب پوست هندوانه ای که زیر پایتان انداخته اند، باشید!



جناب آقای حاج علی سرخوش

هم مدرسه ای سابق و دوست دیرینه و مورد احترام همیشگی ام

سلام علیکم

نیازی به یادآوری تحصیل همزمانمان در دبیرستان خاقانی آن سالها و ذکر جوانمردبها و تعصب خاص شما بر روی دوستانتان و از جمله خودم نمی بینم و نمی خواهم به رسم نوستالوژیست ها « علی ائلدرئم» را بیادتان بیاورم که در دفاع از دوستان دبیرستانی تان چه جانفشانی ها می کردید و در دعواهای دوران نوجوانی مان تا می دانستند که دوست «علی ائلدرئم » هستیم چه بسا که از دعوا دست می کشیدند چرا که علی می آمد و انتقام ما را پس می گرفت و همچون رد و برق چنان می زد که ندانند از کجا خورده اند.

باز هم نمی خواهم یادآورشوم که اینجانب به رسم و عهد همان دوستی های دوران نوجوانی و دبیرستانی، سالها بعد از آن هر وقت قدم در عرصه انتخابات گذاشتید پا در رکاب و آماده بودم برای همکاری  چرا که جوانمردی تان را نه فقط دیده و شنیده که لمس هم کرده بودم.

چاپ مصاحبه تان در نشریه دارالصفا و آنهم با عنوان دهان پرکن و تقریبا نامربوط به متن مصاحبه یعنی   « رویگردانی سوال انگیز «علی سرخوش» حامی جدی نماینده خوی از دکتر حسینی صدر» سبب شد این نامه را برایتان بنویسم تا به رسم همان دوستی های بی شیله پیله دوران نوجوانی و صفا و صمیمیت های کودکانه هشدارتان داده باشم که برادرم مواظب باشید که زیر پایتان پوست هندوانه نیندازند تا شاهد به زمین خوردن تان باشند و بیش از تو، من دردم بگیرد که افتادن و زمین خوردن جوانمردان را تاب نمی آورم.

برادر من

 تو و من همچون همه آن هشتاد هزار نفری که به دکتر صدر رای دادند، از حامیان وی در انتخابات مجلس نهم بودیم و می دانید که چرا در حلقه حامیان وی درآمده بودیم. خودت در آن مصاحبه خوب گفته ای که «پیگیری برخی از خواسته های دیرینه مردم خوی از جمله بازگشایی مرز رازی، راه اندازی دانشگاه دولتی، تکمیل بیمارستان حضرت آیت ا... العظمی خویی و تبلیغات جدی از طریق برخی از معتمدین خوی» اگر این حرف راست است و یقین دارم که چنین است و اگر فقط برای اعتلای شهرمان حامی دکتر صدر شده بودیم که قطعا اینطور است، چه شده که به خاطر عدم تحویل گرفتن و یا به گمان اینکه ما را همچون گذشته تحویل نمی گیرد از وی روی می گردانیم و این مساله را خوراکی می سازیم برای آنهایی که تو بهتر از من می دانی که برای عقب نگه داشتن خوی در طول سالیان گذشته چه آش هایی پخته اند که با وجود اینکه از مراکز قدرت قدری دور شده اند ولی هنوز بوی آن آش نا پخته شان به مشاممان می رسد.

جناب آقای سرخوش

تو و من در سن و سالی قرار داریم که نه طمع ریاست بر قد و قامتمان می چسبد و نه آرزوی رسیدن به پست و مقامی در مخلیه مان می گنجد و نه اینکه کیسه ای دوخته ایم از نمایندگی دکتر صدر تا به مال و منالی برسیم چرا که اگر چنین بودیم در سالیان گذشته فرصت های زیادی برای رسیدن به این آرزو ها مثل بعضی ها داشتیم و نکردیم و البته آنها که داشتند و کردند و حسابی توبره هایشان را پر نمودندو هنوزعطش سیری ناپذیرشان برای کسب قدرت و پرکردن کیسه هایشان از بین نرفته است. بگذار برای دانستن خیلی ها بنویسم که اگر حاج علی سرخوش در سالیان گذشته قدری از اصول و اعتقاداتش دست می کشید و یا فتیله مخالف خوانی با بعضی ها را قدری پایین می کشید چه بسا که امروز از ثروتمندان و صاحبان قدرت بود و او نکرد چون به اعتقادتش بیش از امیال شخصی اش پایبند بود.

اکنون چه شده است که همان حاج علی سرخوش در پیرانه سری (مثل خود من) هوس کرده است که اسرار یار به اغیار بازگو نماید و عهد معهود بشکند و به خاطر اینکه دکتر صدر به زعم او قدری کم محلی کرده همه رشته های الفت بگسلد و اسباب خوشحالی اصحاب زر و زور و تزویر را فراهم آورد. همین است که می ترسم زیر پایتان پوست هندوانه گذاشته باشند و به بهانه مخالفت با دکتر صدر، حاج علی سرخوش را در اذهان مردم از اوج به زیر بکشند.

علی آقا

مگر نمی گویی که دکتر صدر برای آوردن دستگاه MRI  و ایجاد مجتمع پزشکی از وزیر بهداشت دستور اقدام گرفته بود؟ خودت که بهتر می دانی دستور اقدام از یک وزیر گرفتن چه انرژی و صرف وقتی را می طلبد؟ مگر نمی گویی که برخی تنگ نظری ها و سنگ اندازی ها این امر ممکن را غیر ممکن ساخته است، چرا به پای مصاحبه ای رفته ای و حرف هایی بر زبان رانده ای که جز همان سنگ اندازان و تنگ نظران هیچ فرد دیگری را خوشحال نمی کند؟در مورد دانشگاه آزاد مرکز فیرورق هم باید بررسی شود که چه عواملی در عدم موفقیت این مرکز نقش داشتند، مدیریت مرکز یا ... بگذریم.

برادر جان

دکتر صدر تنها نماینده من و تو که از حامیان اش بودیم نیست. او نماینده همه مردم خوی است حتی آنهایی که به وی رای نداده اند و حتی آنهایی که در مقابلش صف کشیده و علم مخالفت برافراشته اند. اگر بغیر از وظایف اصلی نمایندگی در مقابل خواسته ها و نیازها و مشکلات شخصی مردم هم باید کاری انجام دهد که همه مردم چنین انتظاری هم از وی دارند، بنابراین رسم عدالت و یکسان نگری همه مردم حکم می کند که اگر کاری برایمان انجام می دهد در حدی باشد که به دیگران هم سهمی برسد و در رفع مشکلاتشان مثمر واقع گردد. نمی توان که انتظار داشت مثلا برای نویسنده این نامه (یعنی خود من) هم مجوز احداث چاه عمیق بگیرد، هم وام ایجاد مجتمع تولید طیور و هم وام خرید خودرو و هم برای پسرم کاری انجام دهد و هم ... تازه طلبکار هم باشم که چرا فلان مورد را در خصوص فلان مسوول گفتم و عمل نکرد. مگر قرار است اسرار همه را در پیش ما بازگویی کند؟ شاید آنچه ما می گوییم و ما می پنداریم فرسنگ ها از واقعیت مساله فاصله داشته باشد و دکتر صدر صلاح نداند که همه واقعیت را برایمان بازگو نماید چرا که او به عنوان نماینده مردم باید حافظ اسرار مردم هم باشد و می دانم که چنین می کند، بنابراین انصاف نیست که در چنین مواردی برآشوبیم و در جاده ای قدم بزنیم که سخت لیز است و پوست هنداونه هم بر رویش نهاده اند.

دوست دیرینه ام

نام بردن از یک مسوول در یک مصاحبه و القای اینکه دکتر صدر اصرار دارد که وی را برکنار نماید به خاطر گلایه هایی که از وی دارد، فکر نمی کنید که از رسم جوانمردی سالهای نوجوانی شما بسیار فاصله دارد؟ من یکی شخصا به خاطر همان خصوصیاتی که ذکر کردید از علاقمندان و ارادتمندان دکتر محسنی هستم و با این حال گلایه از یک مسوول را به خاطر منافع مردم حق طبیعی یک نماینده می دانم و باور ندارم که گلایه ها سبب عزل یک مدیر گردد و اگر نماینده مردم از مسوولی به خاطر منافع مردم گله و شکایت ننماید و حقوق مردم را به وی گوشزد ننماید، او دیگر نماینده مردم نیست. نماینده قدرت حاکم در منطقه است. تو که همیشه از منتقدان مسوولان بوده ای، چرا این حق مسلم یک نماینده را در انتقاد از عملکرد یک مسوول هر چند که آن مسوول بسیار فرد خوش نیت و صاف قلبی باشد، بر نمی تابی؟ من یک روزنامه نگارم  نسبت به عملکرد همه مسوولان نقد می نویسم و این را حق مسلم خودم می دانم، آیا اگر مدیر مسوول نشریه ام، یا نماینده مردم یا یک نویسنده دیگر و یا یکی از مردم عادی از نوشته های من انتقاد کرد، یا نسبت به عملکرد فردی که من دوستش دارم نقدی داشت، باید برآشوبم و چنین القا نمایم که آن شخص قصد دارد مرا برکنار نماید و یا آن مسوول را عزل نماید؟ از طرف دیگر اگر قرار بود که هر مسوولی مادام العمر در مسوولیت خود باقی بماند آنوقت تکلیف چرخش مسوولان بر اساس شایسته سالاری چه می شد؟ آیا اصلا به من و تو در سنین پایین تر از اکنونمان مسوولیتی می رسید؟ حتی در حد یک دهیاری و یا بخشداری؟

چرا باید حرفی بزنیم که موجب شود تا قند در دل برخی از به چله نشستگان قدرت و ریاست آب شود و به تکاپو بیفتند که من باید جایگزین فلانی گردم و آنوقت تشویش اذهان و دلسردی مسوولی از انجام وظیفه را باعث شود.

برادر بزرگوار

برخی از انتقاداتی  که در مصاحبه ات نسبت به رفتار دکتر صدر بخصوص عدم وقت گذاشتن کافی برای نزدیکانش را مطرح کرده ای ، من هم قبول دارم و خود وی نیز قبول دارد و از بیان آنها توسط دوستان و بخصوص شخص شما ناراحت نمی شود چرا که واقعیت است  اما متاسفانه از این واقعیت گریزی نیست وقتی به خوی می آید و سیل مشتاقان و علاقمندان و دردمندان به سراغش می آیند نمی تواند پاسخگو نباشد و حداقل به درد دل هایشان گوش نکند و گاهی تا پاسی از شب و حتی طلوع فجر سحر این ملاقات ها ادامه می یابد و دوستان و نزدیکانی چون من و تو که به پاس دوستی هایمان انتظاراتی هم داریم گله مند می شویم که چرا مورد کم توجهی و یا بی محلی واقع شدیم .ولی همه اینها باعث نمی شود که انتقاد و گلایه دوستانه را در پیش کسانی مطرح کنیم که می دانیم از گله های دوستانه ما سوء استفاده خواهند کرد برای کوبیدن بر طبل تفرقه و یا فرو نشاندن آتش حسد و کینه ای که در دلشان شعله می کشد. یک نماینده و دو شهرستان و جمعیتی حدود 300 هزار نفر و بسیاری از مردم مواجه با مسائل و مشکلاتی و خواهان بیان آنها با نماینده شان و در خواست راهی برای حل و فصل آنها ، آیا مجالی باقی می گذارد که نماینده مردم به دوستانش بیشتر برسد چون انتظاراتی دارند؟  آنوقت طبیعی است همانگونه که ما از وی انتظار توجه بیشتر داریم او نیز از ما انتظار درک موقعیت را داشته باشد.

نمی گویم که دکتر صدر بی عیب و نقص است، نمی گویم که  رفتارو  عملکردش  نباید مورد نقد و بررسی از طرف آحاد مردم بخصوص دوستان و یارانش قرار بگیرد، بلکه منظورم این است که گله ها و دلخوری های دوستانه را نباید بر سر سفره کسانی نهاد که دوستی ها را بر نمی تابند و منافعشان در وجود اختلاف ماست و به همین خاطر نباید حرف و کلام ها به آتش تهیه کسانی تبدیل شود که می خواهند این شهر و مردمش را در آتش حسادت و کینه ای که در دل دارند (حسادت و کینه از دکتر صدر) بسوزانند و آنوقت بر خاکستر دوستی ها و ارادت ها و مودت ها و مهربانی هایمان بنشینند و به تقسیم غنایم(ثروت های  مادی و معنوی این شهرستان) مشغول شوند.

برادر من

 در صداقت و صراحت تو هیچ شک و شبهه ای ندارم به همین خاطر تاب نمی آورم که از زبان تو حرف هایی زده شود که موجب وهن برخی ها گردد، من و تو که دوران خوش بازنشستگی را طی می کنیم از چه مقام و مسوولی برای شرکت در تبلیغات دکتر صدر مرخصی می گیریم؟ شاغلان بسیاری را دیده ام که بدون دریافت مرخصی از اداره جیم می شوند و کار انتخاباتی می کنند و آنوقت بازنشسته ای چون من و تو باید ادعای مرخصی گرفتن داشته باشیم؟ اما اینکه از جیب خود برای تبلیغ دکتر صدر استفاده کرده باشیم این دیگر از آن حرف هاست که اصلا باور ندارم از دهان حاج علی سرخوش بیرون آمده باشد. اگر کاری را و انجام عملی را درست تشخیص داده ایم و فردی مثل دکتر صدر را دارای صلاحیت و شایستگی برای نمایندگی مردم دانسته ایم، آنوقت باید هزینه هم بکنیم. هم از فکرمان، هم از توان جسمی مان، هم زبانمان و هم قلممان و حتی از جیب مان. ولی باور کن که من نمی توانم هضم کنم فردی مدعی گردد که برای تبلیغات دکتر صدر هزینه مالی کرده و دکتر پولش را پس نداده است. آیا صورت حساب برایش فرستاده ای؟ بسیار کسانی بودند که در زمان انتخابات به خود من مراجعه کردند که می خواهیم در هزینه تبلیغات دکتر صدر سهمی داشته باشیم و دکتر قاطعانه به من تذکر داده بود که: نمی خواهم مدیون کسی باشم و حتی ریالی از کسی دریافت کنید.

بگذار ماجرایی را برایتان تعریف کنم: همراه دکتر صدر بودم و در مقابل دفتر مردمی اش، مردی آمد و درخواست 10 هزارتومان کرد و بیش از این نمی خواست، دکتر صدر پولی همراه خود نداشت، از من خواست و من پرداخت کردم و تا به دفتر رسیدیم قبل از اینکه بنشیند و خستگی در کند صدایم کرد و همان مبلغ را پرداخت نمود و گفتم که : مگر عجله داری؟ گفت: نمی خواهم زیر دین هیچ کسی حتی تو که از دوستانم هستی، ولو بقدر ده هزارتوان باشم.

ببخشید که روده درازی کردم، خواندن مصاحبه تو از ارادتم و دوستی ام به شما هیچ کم وکسر نکرد اما باعث ترس و وحشتم شد از اینکه دیدم پوست هندوانه را بدجوری بر مسیر راهتان قرار داده اند و به انتظار نشسته اند تا زمین خوردنتان را تماشا کنند و من یکی هیچ وقت زمین خوردن دوستان بخصوص دوستان صادق و یک دل را تاب نمی آورم و انتظار برخورد جوانمردانه از شما انتظار بیجایی نیست..

دوست دوران دبیرستانی تان- یاردانقلی

بازسازی تپه های امیربیگ

در پاسخ به استقبال بی نظیر مردم ورزشکاران از تپه های امیربیگ

این تپه ها برای استفاده رانندگان در محل دیگری بازسازی شدند

تپه های امیربیگ از چند سال پیش میعادگاه خیل جوانان, میانسالان و حتی پابسن گذاشته هایی شده است که ورزش صبحگاهی را فراموش نمی کنند.

با توجه به حضور گسترده ورزشکاران بصورت پیاده در این تپه ها متاسفانه امکان تپه نوردی برای رانندگان و کسانیکه می خواستند با خودرو به ورزش تپه نوردی بروند فراهم نبود. تا اینکه اخیرا با تصویب شورای ترافیک و یا هر نهاد دیگری این تپه ها در بلوار ولایت فقیه بازسازی شدند و الان همه رانندگان و بخصوص کسانی که با خیابانهای شهر خوی آشنایی ندارند می توانند برای تپه نوردی (ببخشید سرعت گیر نوردی) سری به بلوار ولایت فقیه بزنند و از صدای شکستن کمک فنرهای خودرو خود در هنگام پریدن از روی این سرعت گیر ها( ببخشید تپه های بازیافتی) لذت ببرند!

آب مجانی

باغ و ویلا بخرید، آب مجانی جایزه بگیرید

شهرداری ها برای خود منابع آب دارند و از آن منابع برای آبیاری فضای سبز استفاده می کنند. مثلا شهرداری خوی این کار را انجام می دهد و اگر فردی بخواهد از آب شهرداری استفاده شخصی بکند باید درخواست بنویسد و موافقت گردد و پول آب را به حساب شهرداری بریزد تا به وی مثلا یک تانکر آب بدهند.

اما شنیدیم که در یکی از شهرهای اقماری شهرستان خوی، از حقآبه شهرداری برای آبیاری باغات و ویلاها و خانه باغ های  برخی ها ( لابد از ما بهتران) بصورت مجانی استفاده می شود جالبتر اینکه برای ابیاری این باغات و ویلاها و خانه باغ ها کارگران شهرداری خودشان می روند و زحمت آبیاری را بصورت مجانی متقبل می شوند تا خدای نکرده حضرات ناراضی و ناراحت نشوند. کاش من هم پول و پله ای فراهم می کردم و در آن شهر ییلاقی یک خانه باغ یا ویلایی برای خود تهیه می کردم البته برای دریافت جایزه اش که همان آب و آبیاری مجانی باشد و بعد آلبالو و سیب و گیلاس های آبدار تولید می کردم!!!

مسافران جدید فیرورق

مشتری های شهرداری فیرورق افزایش یافت

شنیدیم که برخی از اعضای شوزای شهر جدید فیرورق در نظر دارند محمدپوریان را به عنوان کاندیدای شهردار این شهر معرفی نمایند. بعد از دکتر سید حسین فتاحی این دومین فردی است که نامش به عنوان شهردار احتمالی فیرورق شنیده می شود.

قهرمان خویی

تنیسور پیشکسوت خویی، قهرمان تورجهانی شد

قهرمان مسابقات تنيس تور جهاني پيشكسوتان اسپانيا گفت: تنها آرزويي كه به هنگام كسب مقام قهرماني داشتم اين بود كه روزي جوانان ايراني را نيز بر بالاي سكوهاي جهاني و بين المللي ببينم.

 طيب مرادي افزود: اين مسابقات در رده هاي سني 35 تا 75 سال و با حضور برترين هاي تنيس جهان در كلاس G1 جهاني در شهر بارسلوناي اسپانيا برگزار شد و من براي شركت در رده سني بالاي 50 سال اواخر تيرماه عازم اين رقابتها شدم.
وي اظهار كرد: كسب سهميه شركت در مسابقات جهاني پس از به دست آمدن عنوان قهرماني ايران كه ارديبهشت ماه امسال در تهران برگزار شده بود نصيبم شد و از اينكه توانستم كاپ قهرماني بخش دو نفره جهان را براي كشورم به ارمغان بياورم بسيار خوشحالم.
وي ادامه داد: در بخش انفرادي اين مسابقات ابتدا حريفي از آلمان را شكست دادم و در دور دوم در رويارويي با گارسيا لوپز حريف قدرتمند اسپانيايي كه قهرمان دور قبل اين مسابقات نيز بود نتيجه را واگذار كرده و از دور مسابقات كنار رفتم.
مرادي گفت: در بخش دوبل عملكرد خوبي داشتم و به همراه هم تيمي برزيلي ام به نام لونيزهرن، ابتدا در برابر حريفان اسپانيايي با نتيجه 4 بر 6 شكست خورديم ولي در ديدار دوم با نتيجه مشابه برابر حريفاني از آلمان و اسپانيا به برتري رسيديم.
وي ادامه داد: در ديدار سوم كه حكم فينال اين بخش را داشت موفق شديم با نتيجه 2 بر 1 از سد تيم دو نفره آمريكا و اسپانيا گذشته و مقام قهرماني دوبل اين مسابقات را نصيب خود كنيم.
مرادي گفت: تغييرات آب و هوايي و زياد بودن فشار جوي از دلايل عدم امتيازگيري در مسابقات انفرادي بود و اگر مي توانستم چند روز زودتر در محل مسابقات حاضر بوده و با شرايط آشنا شوم مطمئنم در اين بخش نيز جزو شش نفر برتر قرار مي گرفتم.
وي گفت: دومين حضورم در رقابتهاي برون مرزي، شركت در مسابقات سطح
A تور جهاني است كه بيست و چهارم شهريور ماه امسال به ميزباني كشور اتريش برگزار مي شود.
وي افزود: هم اكنون تمرينات خود را به صورت مستمر و با جديت تمام دنبال مي كنم و از آمادگي خوبي برخوردارم.
مرادي كه هم اكنون 52 سال دارد رشته تنيس را از سن 35 سالگي (سال 1375) به صورت حرفه اي آغاز كرده و پيشتر در رشته هاي دووميداني، دوچرخه سواري، كوهنوردي و تنيس روي ميز فعاليت داشته است.
وي اهل روستاي بابكان شهرستان خوي است و عنوان هاي متعددي در مسابقات تنيس استاني، كشوري و ليگ برتر ايران در كارنامه ورزشي خود دارد.
مرادي در نخستين حضورش در رقابتهاي جهاني با كسب 180 امتياز در جايگاه هفتاد و يكم فهرست بهترين تنيس بازان پيشكسوت جهان قرار گرفته است

رمالان خویی

دستگیری اعضای باند کلاهبرداری و رمالی در کلیبر
رحیم محمدی در گفت‌وگو با خبرنگاران گفت: این باند پنج نفره متشکل از یک نفر مرد و چهار نفر زن همگی اهل شهرستان خوی از استان آذربایجان‌غربی و ساکن تبریز هستند.
فرمانده انتظامی شهرستان کلیبر افزود: با مراجعه نخستین مالباخته مبنی بر اخاذی دو نفر زن با عنوان دوره‌گرد، رمال و پیشگو، بلافاصله مراتب در دستور کار پلیس قرار گرفت و باند مذکور با یک دستگاه خودروی پژو روآ به رانندگی آقای «م – پ» در حین خروج از شهرستان شناسایی و متوقف شد.
این مقام انتظامی ادامه داد: پس از دستگیری کلاهبرداران، شاکیان دیگری نیز به کلانتری مرکزی مراجعه و از افراد باند دستگیر شده مبنی بر اخاذی پول نقد و جواهرات اعلام شکایت کردند.
محمدی گفت: کلاهبرداران به هویت خانم‌ها «ف – ع»، «ک – ع»، «س- پ»، «ل – پ» و آقای «م – پ» با شگرد خاص خود به منازل مراجعه می‌کردند و خود را به عنوان فروشنده دوره‌گرد و رمال معرفی و سپس اقدام به کلاهبرداری و اخاذی کرده و با اسامی جعلی و با اعلام یک شماره تلفن همراه خاموش و آدرس تقلبی سعی در اغفال قربانیان خود می‌کردند.
فرمانده انتظامی کلیبر افزود: متهمان به کلاهبرداری و اخاذی از شهروندان اقرار کرده و مقدار زیادی طلا و جواهرات و پول نقد کشف شد.
وی گفت: پرونده مالباختگان و اموال کشف شده به همراه کلاهبرداران تحویل مقام قضایی شد.
محمدی افزود: احتمال اینکه باند مذکور در سایر شهرستان‌ها نیز اقدامات مشابهی داشته باشند از مردم در خواست می‌شود در صورت داشتن شکایت از افراد باند دستگیر شده به پلیس آگاهی این شهرستان مراجعه کرده و یا با شماره تلفن 110 فوریت‌های پلیسی تماس بگیرند.


در پیشواز از روز خبرنگار (2)

چند خاطره و چند پیشنهاد و یک نتیجه گیری

خاطره اول:

رسیده بود بلایی ولی بخیر گذشت

برای تهیه گزارش از فعالیت تعاونی های خوی به همراه آقای شیرازی (رئیس وقت اداره تعاون) با دو دستگاه خودرو به همراه چند تن از دوستان خبرنگار رفته بودیم به شهرک صنعتی، گزارش ها را تهیه کردیم و موقع بازگشت در روستای قوروق یک دستگاه باری خاور که از روبرو می آمد، لاستیک چرخ جلوی اش ترکید و فرمان از دست راننده خارج شد و مستقیم به سمت ما آمد، نمی دانم چه شد فقط فریاد های یا ابوالفضل دوستان را شنیدم و خودرو ما از تنها جایی که حصار کنار جاده نداشت، از جاده خارج شد و بعد از چند تکان شدید و طی کردن مسیری حدود 50 متری متوقف شد. بلافاصله از خودرو بیرون پریدیم برای کمک به دوستانی که در خودرو دیگری بودند که آینه اش شکسته بود و قدری به خودرو آسیب وارد شده بود اما دوستانمان سالم بودند و فقط بعد از چند روز هنوز کوفتگی شان رفع نشده بود و ...به هرحال رسیده بود بلایی که به خیر گذشت و خدا حافظمان شد و شاید بقول بعضی ها بادمجان بم و خبرنگار بد آفت ندارد و یا اینکه اگر ریق رحمت را سرمی کشیدیم خیلی ها نفس راحتی می کشیدند.

خاطره دوم:

همه بودند الا من

در زمان مدیریت مدیر نمونه دولتی! و اعوان و انصارش برنامه مفصلی تدارک دیده بودند برای روزخبرنگار با دعوت از خبرنگاران و خانواده هایشان برای صرف شام (البته از جیب یک مرد خیر) و دعوت نامه ها ارسال شده بود و بنده دعوت نشده بودم (لابد خبرنگار نبودم) صبح روز خبرنگار در دفتر معاون مدیرنمونه دولتی بودم که رئیس روابط عمومی اش که بعدا معاون شد، آمد برای هماهنگی برنامه با آقای معاون و مرا دید و برای خالی نبودن عریضه یک بفرمایید زورکی و سرزبانی تحویلم داد که بعله امروز برنامه ای داریم و اگر مایل بودید شما هم بفرمایید که نفرمودم و این دعوت زورکی را توهین به خودم تلقی کردم (از دماغ فیل افتادن یعنی همین) بعد همه با خانواده دعوت شده بودند من بدون خانواده (لابد به زعم حضرات بی خانواده بودم). شب بود که چند تلفن کردند که بفرمایید باز نفرمودم تا اینکه آقای معصومی (رئیس سازمان تبلیغات اسلامی) زنگ زد که حتما باید بیایی و به سبب ارادتی که به ایشان داشتم رفتم و شام هم نخوردم چرا که فکر کردم چون در لیست نبودم، اگر بخورم شام کم می آید و بعد نوبت دادن لوح ها و کادو ها رسید که دهها نفر غیرخبرنگار به نام خبرنگار رفتند و لوح گرفتند و تا نوبت به من رسید که رفتم و با احترام از دریافت لوح خودداری کردم. (فحش های زیر زبانی بسیاری هم نوش جان کردم)...

خاطره سوم:

دو نوبت بیکاری اجباری

در طول خبرنگاری خود دو نوبت طعم بیکاری را چشیده ام که علل اش بماند برای کتاب خاطراتم که مقدمات چاپ اش را فراهم می کنم. بار اول که به دستور مستقیم شخص مدیر نمونه دولتی بود و به تحریک اعوان و انصارش و آن نامه که در راوبط عمومی اش دیدم که مرقوم فرموده بودند: فلان نشریه را گفته بودم متوقف شود و چرا نشده و پیگیری فرمایید. (کپی آن نامه افتخار آمیز را هنوز دارم) بار دوم که بیکار شدم مقارن بود با بیکاری دوست خبرنگارم (رضا حسن زاده) در دفتر امام جمعه محترم جلسه ای بود و بعد از آن جلسه آقای شکوری روسای چند اداره ذیربط را جمع کرد و در مورد بنده و حسن زاده دستوراتی صادر کرد که نباید این دو نفر بیکار بمانند و باید نشریه ای برای کار اینها دست و پا نمود. دکتر حسینی صدر هم دعوتم کرد و دلداری ها و اینکه اگر دوست دارید برایتان مجوز نشریه بگیرم و اینکه خودم نشریه ای درخواست کرده ام و می توانید در آن مشغول کار شوید که ... چند دفعه هم به توصیه ریئس اداره ارشاد به ارومیه و اداره کل دعوت شدم و پیشنهاد در دست گرفتن چند نشریه استانی را دادند و چند نشریه استانی هم مدیران مسوولشان دعوت به همکاری کردند که از همه آنها تشکر می کنم از صمیم قلب. همین دلداری ها و حمایت ها باعث شد که بمانیم و بنویسیم و بنویسیم...

چند پیشنهاد:

1-      جایگاه خبرنگار را لطفا مشخص فرمایید، وقتی قرار است خبری تهیه شود و یا اتفاقی بیفتد خوب یا بد، از افتتاح و کلنگ زنی و شروع بکار گرفته تا زلزله و سیل و غیره ما (چند نفر) با دعوت و یا بدون دعوت حاضر می شویم و تهیه خبر و گزارش و چاپ در نشریات و خبرگزاری ها و سایت ها و وبلاگ ها و پخش از صداوسیما و ... اما وقتی روز خبرنگار فرا می رسد، لیست دعوت شدگان سر به فلک می کشد و همه خبرنگار می شوند و ... بالاغیرتا از افراد غیر خبرنگار در جلسه و یا مراسم دیگری تجلیل فرمایید و روز ما را با خودمان برگزار کنید شاید حرف هایی داریم که نمی خواهیم اغیار بشنوند.

2-      با گسترش استفاده از اینترنت و فعالیت در فضای مجازی در شهر ما هم عده ای در این فضا به اطلاع رسانی و خبرنگاری و گزارش و تحلیل می پردازند که بسیار خوب است و برخی از این وبلاگ ها و سایت ها حتی علیه یاردانقلی هم مطالبی درج می فرمایند که دستشان درد نکند، بیاییم و این عزیزان را بجای همان افراد غیر خبرنگار دعوت کنیم و تجلیل نماییم تا اخبار شهرمان در فضای مجازی بیشتر شود و فعالان این عرصه گسترش یابد. باور کنید چندان هزینه ای هم ندارد، آخر دادن یک کارت هدیه 25 هزارتومانی مگر برای چند نفر اضافه زوری به جایی می رساند؟

3-      آقایان مسوول، برادران عزیز و محترم باور کنید که ما خبرنگاران هم زبان داریم (آن هم به چه درازی؟) هم قدری سواد حالیمان می شود و هم اینکه آنقدر رشید و عاقل و بالغ شده ایم که مسائل و مشکلاتمان را خودمان بگوییم همانگونه که می نویسیم، از فعالان عرصه های دیگر  نخواهید و انها هم اجازه بدهند که نمایندگان ما خبرنگاران در چنین جلساتی مسائل ما را بگویند، چه اشکالی دارد که اهل قلم در هر سال یک روز اهل زبان درازی هم بشوند؟

4-      پارسال کلاس های عالی و تکمیلی خبرنگاری در خوی برگزار شد و جمعی از جوانان علاقمند به همراه خبرنگاران در این کلاسها شرکت کردند که هنوز مدرک فارغ التحصیلی شان تحویل داده نشده، برخی از انها که در این کلاس ها بودند متاسفانه اکنون بیکارند، تجلیل از آنها می تواند جوانان دیگر را به شرکت در اینگونه کلاس ها تشویق و ترغیب نماید.

نتیجه:

باورکنید من یک خبرنگارم

من با نزدیک به 20 سال سابقه خبرنگاری به نمایندگی از همه خبرنگاران(نماینده خودخوانده بدون رای) چه آنها که سابقه زیادی در این عرصه دارند و چه آنها که تازه به این عرصه پا گذاشته اند، اعلام می کنم که ما خبرنگاریم و به حرفه خود عشق می ورزیم (اگر عشق نورزیم چه بکنیم مگر کار دیگری بلدیم؟) و نه قصد توهین و تهمت و افترا زدن داریم و نه عاشق چشم و ابرو و جیب و دست به جیبی مسوولان هستیم که تعریف و تمجیدشان نماییم. اگر تعریفی است برای انجام کاری و یا داشتن عقیده و مرام مردمی انهاست و اگر انتقادی است فقط برای رفع نارسایی ها و کمی و کاستی هاست. از ما نرنجید که ما نیز از شما حتی اگر به حرف و کلامی و دشنامی هم ما را بنوازید نمی رنجیم.

ما خبرنگاریم و در نظام جمهوری اسلامی قلم بدست گرفته ایم برای سربلندی نظام و سرافرازی کشورمان و توسعه و ابادانی شهر و روستایمان و موفقیت همه مسوولانی که دغدغه خدمت دارند می نویسیم و صد البته که با ریاکاران و انهایی که قصد خدمت به مردم و نظام را نداشته باشند و یا خدای نکرده به فکر منافع خودشان باشند و میز مسوولیت را با میز ریاست اشتباهی گرفته باشند کمی تا قسمتی ناسازگار خواهیم بود. چه ما را بنوازید و چه ما را بچزانید.










شهرک صنعتی ایواوغلی

شهرک صنعتی ایواوغلی و آغاز واگذاری زمین برای واحدهای تولیدی

140 سرمایه گذار برای دایرکردن کارخانه و واحد تولیدی در شهرک صنعتی ایواوغلی ثبت نام کرده اند

دکتر صدر خواستار ارایه تسهیلات ویژه به متقاضیان احداث واحد های صنعتی و تولیدی در شهرک صنعتی ایواوغلی شد


در بازدید نماینده مردم خوی و چایپاره از شهرک صنعتی ایواوغلی، مدیرعامل شهرک های صنعتی استان آذربایجان غربی از آغاز واگذاری زمین به متقاضیان احداث واحد های تولیدی و صنعتی در این شهرک خبرداد.

دکتر صدر در این بازدید با تاکید بر اهمیت ناحیه صنعتی ایواوغلی گفت: ناحیه صنعتی ایواوغلی با قرار گرفتن در کنار جاده بین المللی تبریز- بازرگان همچنین رازی – بازرگان – جلفا از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و از نظر امنیت نیز در سطح بسیار بالایی قرار دارد.

وی افزود: با اینکه فاز اول ناحیه صنعتی ایواوغلی به مساحت 50 هکتار پیش بینی شده اما قابلیت افزایش تا 500 هکتار و حتی بیشتر را دارد و می تواند به یک شهرک بزرگ در استان آذربایجان غربی تبدیل گردد.

نماینده مردم خوی و چایپاره احداث کارخانه ذوب آهن در حوزه ایواوغلی را از دیگر مزیت های این منطقه ذکر کرد و اضافه نمود: در کارخانه ذوب آهن ایواوغلی شمس آهن به طور مستقیم از سنگ آهن استخراج و تولید خواهد شد.

مدیرعامل شهرک های صنعتی آذربایجان غربی هم گفت: از امروز واگذاری زمین برای احداث واحدهای صنعتی و تولیدی در ناحیه صنعتی ایواوغلی آغاز شد و 140 صنعتگر و سرمایه گذار برای احداث واحدهای صنعتی در آن ثبت نام کرده اند.

مهندس پرنیان اعتبارات هزینه شده برای آماده سازی ناحیه صنعتی اویواغلی را یک میلیار تومان ذکر کرد و افزود:‌مبلغ 10 میلیارد تومان برای تکمیل و ارایه خدمات بهینه به واحدهای تولیدی نیاز داریم.




روز قدس

روز قدس در خوی به روایت تصویر











بزرگراه سردار درستی

 آغاز تعریض جاده خوی- سلماس از کوی ولیعصر تا شهرک صنعتی خوی

با پیشنهاد دکتر صدر، جاده خوی – سلماس

بزرگراه سردار حنیف درستی

نامگذاری شد

تعریض و چهاربانده کردن جاده خوی – سلماس از ابتدای کوی ولیعصر تا خروجی روستای قوروق آغاز شد، تعریض این جاده از خروجی قوروق تا شهرک صنعتی خوی قبلا آغاز شده بود.

با حضور نماینده مردم خوی و چایپاره در مجلس شورای اسلامی و معاون مدیرکل راه و شهرسازی استان آذربایجان غربی، عملیات تعریض و چهاربانده کردن جاده خوی – سلماس از ابتدای کوی ولیعصر تا خروجی روستای قوروق آغاز شد.

نمایده مردم خوی و چایپاره در مراسم آغاز عملیات اجرایی تعریض این جاده گفت: جاده خوی – سلماس فقط راه ارتباطی دو شهرستان نیست بلکه تنها راه زمینی ارتباطی شهرهای شمال استان با مرکز استان محسوب می شود.

دکتر صدر افزود: با گشایش مرز رازی و جاده ارتباطی خوی- جلفا و همچنین تعریض جاده خوی – ایواوغلی که تا بازرگان نیز ادامه خواهد یافت، اهمیت جاده خوی – سلماس در مراودات مردم استان آذربایجان غربی با کشورهای همسایه و همجوار صد چندان گشته است.

وی ادامه داد: به خاطر اهمیت این جاده بود که پارسال در سفر وزیر راه و شهرسازی به شهرستان خوی که به دعوت اینجانب انجام شد، خواستار تعریض فوری این جاده شدیم که با موافقت وزیر محترم مواجه شد و مقرر گردید که عملیات اجرایی از هر دو سمت این جاده به طور همزمان آغاز گردد.

دکتر صدرتصریح نمود: علیرغم مشکلاتی همچون کمبود اعتبارات، با پیگیری های مستمری که ازطرف بنده و مسوولان انجا م شد، تعریض این جاده از سمت سلماس و از سمت خوی آغاز گردید و خوشجالم که اکنون از سمت شهرستان خوی تعریض قطعه دیگری از این راه آغاز می شود.

نماینده مردم خوی و چایپاره با بیان اینکه جاده خوی- سلماس بعد از تعریض بنام بزرگراه شهید سردار حنیف درستی نامگذاری خواهد شد، گفت: با توجه به قرار گرفتن روستای قوروق (زادگاه سردار درستی) در مسیر این جاده و به منظور بزرگداشت نام و یاد این شهید بزرگوار، به پیشنهاد اینجانب مقرر گردید که جاده خوی – سلامس بعد از تعریض بنام سردار حنیف درستی نامگذاری گردد.

مهندس شکری نیز در این مراسم گفت: تعریض جاده خوی – سلماس به طول 40 کیلومتر از مصوبات سفر وزیرراه و شهرسازی به شهرستان خوی می باشد که این سفر به دعوت دکتر صدر انجام گرفته بود.

معاون مدیرکل راه و شهرسازی استان افزود: تعریض این جاده در چهار قطعه به پیمانکار واگذار شده است و عملیات اجرایی آنها اغاز شده و تعریض این قطعه ها از پیشرفت فیزیکی 27 درصدی برخوردار می باشد.

وی کل اعتبارات درنظر گرفته شده برای تعریض این جاده را 42 میلیارد تومان ذکر کرد و اظهار داشت: پروژه تعریض جاده خوی – سلماس یک پروژه ملی – استانی می باشد و کل اعتبارات در نظر گرفته برای آن 42 میلیارد تومان است که باید از منابع ملی و استانی تامین گردد.

مهندس شکری تصریح کرد: در سال جاری مبلغ 5 میلیارد تومان از بودجه ملی و توسط وزیر محترم  برای تعریض این جاده پرداخت گردیده ولی هنوز از طرف استانداری هیچ مبلیغی برای این پروژه تخصیص نیافته است.

معاون مدیرکل راه و شهرسازی تاکید نمود: عملیات تعریض این جاده با توجه به اهمیت آن بصورت ضربتی اجرا می شود و هر قطعه ای که تعریض گردید بلافاصله آسفالت خواهد شد.

وی مدت اجرای این پروژه را دو سال اعلام کرد و گفت: در صورت تامین بودجه سال آینده بزرگراه سردار حنیف درستی به بهره برداری خواهد رسید