وقتی شما خواب بودید!

انکار مزار پوریای ولی در خوی، انکار آفتاب است!

بعد از پخش برنامه ورزش از شبکه 2 و گزارشی که از وضعیت نابهنجار این مزار در معرض دید تماشاگران این برنامه در سراسر ایران قرار گرفت و اشک خیلی ها درآورد و آن گلریزان بسیار رشک برانگیز برپاشد تا مزار این پهلوان و عارف کم نظیر و اسطوره ای بازسازی گردد، به ناگاه از طرف برخی ها که انشاا... برای سرپوش نهادن بر کم کاری های سالیان سالشان نبود و برای توجیه خواب رفتگی شان هم تلقی نمی کنیم! حمله رسانه ای راه افتاد علیه کسانی که قائل به وجود مزار پوریای ولی در شهرستان خوی هستند و بخصوص بر علیه نماینده مردم خوی و چایپاره که بر وجود مزار و لزوم بازسازی آن طی سالهای اخیر پافشاری کرده و می کند.

در تعجبم از آنان که برای توجیه کم کاری و خواب رفتگی سالیان سال سازمان متبوع خویش خیلی راحت ، اسناد و مدارک غیر شفاف و حتی گاه جعلی و غیر مستند کشورهای خارجی را مورد استناد و تایید قرار می دهند اما از اسناد غیرقابل انکار ارایه شده توسط مورخان ایرانی در اثبات مزار پوریای ولی در خوی و ایرانی بودن این عارف پهلوان غفلت می کند و یا اینکه نعوذبالله به عمد تغافل می نمایند تا توجیهی بر کم کاری سالیان سال سازمان متبوعشان باشد!

از یاد نگارنده این مطلب هرگز فراموش نمی شود در جلسه ای که در شورای شهر (دوره دوم) خوی برای بازسازی مزار شمس تبریزی برگزار شده بود و یکی از حضرات استانی سازمانی که باید متولی این امر می شد و در مقابل بازسازی مزار شمس درخواست واگذاری ساختمان قدیم شهرداری خوی  به سازمان مزبور را داشت و با مقاومت اعضای شورای شهر مواجه گردید و در خاتمه جلسه وقتی از وی سوال کردم که مزار شمس چه ربطی به ساختمان شهرداری خوی دارد، در حضور مهندس شریف(رئیس شورای شهر) یقه ام را گرفت و گفت: هرگز نمی گذارم مزار شمس تبریزی به نام خوی ثبت شود!

... و دیدیم که این مزار بنام خوی ثبت شد و همه عالم دانستند که شمس تبریزی عارف ایرانی بود و متعلق به ایران اسلامی.

اکنون نیز برای مزار پوریای ولی غوغا راه انداخته اند که در خوی نیست، غافل از اینکه مزار پوریا در خوی، ایرانی بودن آن پهلوان عارف را به رخ می کشد و تغافل و تجاهل برخی حضرات به این امر مسلم سبب می گردد بعضی از کشورهای خارجی برای تصاحب این فرزند برومند ایران زمین سند و مدرک جعلی و غیر مستدل تهیه کنند و این پهلوان و عارف را به نام خود به ثبت برسانند همچنان که با مولوی کردند.

آقایان بسیار محترم!

وجود مزار پوریای ولی در خوی نه در سالهای اخیر که از دیرباز مورد تایید و تاکید مورخان و نویسندگان بوده و اسناد معتبرش موجود است و بارها و بارها توسط نویسندگان و مطبوعات خوی و حتی نشریات سراسری بازنویسی شده و منتشر گشته اند و اگر شما آن نوشته ها و آن اسناد را ندیده اید، دلیلی بر نبودن و منتشر نشدن آنها نیست و نخواهد بود و پس برای دیدن این اسناد که در ذیل می آید، خواهش می کنم، چشم های خود را بشویید و جور دیگری ببینید( این وصیت زیبای سهراب سپهری برای بهتر دیدن و زیباتر دیدن عالم هستی توسط ماست) :

1-در کتاب های ورزش باستانی ایران (زورخانه) نوشته دکتر پرویز ورجاوند (1345) و همچنین کتاب ورزش باستانی به قلم حسین بیضایی(1350-تجدید چاپ 1387) تصویر طوماری بر پوست آهو(گویا مربوط به دوره صفوی) درج گردیده که این طومار به طومار افسانه پوریای ولی مشهور است و ده فرمان مشهور جوانمردی پوریا هم از آن طومار استخراج شده و سالیان سال است که سرلوحه پهلوانان و ورزشکاران زورخانه ای کشورمان است، آمده که: پوریای ولی از خوی و سرماس بود. (هیچ کدام از نویسندگان این دو کتاب خویی و یا آذربایجانی نیستند)

2- عطاءالله بهمنش ، گزارشگر و کارشناس ورزش سالهای دهه 40 و 50 در مقاله «پوریای ولی: مظهر جوانمردی و صفا»، در مجله کاوه ، سال 12، ش 5 و 6 (بهمن 1353) پوریای ولی را از شهرستان خوی واقع در آذربایجان غربی ذکر کرده است

3-در كتاب خطي «مرآت الشرق» نوشته امين الشرع خويي كه شرح حال 680 دانشمند شيعه قرن هاي 13 و 14 هجري قمري ذكر شده، زندگينامه پهلوان پورياي ولي و وجود مزارش در گورستان «پيرولي» خوي قيد شده. در اين كتاب به سنگ قبر پورياي ولي هم اشاره شده و عين سنگ نوشته، قيد شده است. در سنگ قبر اسامي 7 تن از اجداد پورياي ولي ذكر شده بود. نام پدر پورياي ولي، محمود بود و پسر وي نيز محمود نام داشته. اين رسم در بين مردم خوي و منطقه وجود داشته و هنوز هم وجود دارد. كسانيكه به پدر خود علاقه بسيار دارند، براي زنده نگه داشتن نامش، فرزند خود را به آن نام مي خوانند. در آن سنگ قبر تاريخ فوت پورياي ولي سال 420 هجري قمري ذكر شده است.

اين كتاب با تصحيح و بازنگری استاد صدرایی در سال 1387 چاپ و منتشر شده است.

4-امیر کمال الدّین حسین گازرگاهی در "مجالس العشّاق /۹۶«داستان پهلوان محمود پوریا را شروع کرده:»تکیه دار دارالصّفای اولی الأیدی والابصار(قسمتی از آیة ۴۵ سورة ص)«. در بررسی عناوین و القاب شهرهای ایران، به شهری غیر از خوی بر نمی‌خوریم که لقب»»دارالصّفا«" داشته باشد.

5--مرحوم پرتو بیضایی در کتاب «تاریخ کشتی ایران» از صفحة ۲۶ الی ۶۱ کتابش را به زندگی پهلوان پوریا اختصاص داده‌است. وی به نقل طوماری به عرض ۱۷ سانتی متر و طول سه متر و نیم پرداخته، که از قرائن پیداست، انشاء کنندة آن از قصّه‌خوانان چند سده پیش، به احتمال قوی عصر صفویّه می‌باشد. مرحوم بیضائی این طومار را پس از تجسّس و تحقیقات فراوان از آقای زرکشان به دست آورده‌است. در این کتاب ضمن نقل روایاتی از زندگی پوریای ولی در خوی به کشتی پهلوان با پهلوانی به نام «شیردل» از تبریز در مقام کهنه سواری، اشاره دارد، که در میدان «خوی سرماس"" اتفاق می‌افتد. چند سطر پائین‌تر می‌نویسد: از طرف قبله ده دلیر پیدا شدند همه کلاه‌های اشریکی(نام محلّی) بر سر و نمدهای پا زهری در بر و زیر تنبان‌ها (لباس کشتی) بر کتف در برابر پهلوان ایستادند و پاهای خود را جفت کردند و سلام دادند. پهلوان پرسید که کیستید و از کجا آئید و به چه کار آمده‌اید، در جواب گفتند که از جانب فارس آمده‌ایم در خدمت شیخ روزبهان بودیم و ما به اشارت شیخ وارد اینجانب شده‌ایم و شیخ ما را گفت شما را به خدمت پهلوان محمود پوریای ولی باید رفت و ما دوازده سال بود که در خدمت شیخ بودیم و شیخ ما را گفت شما به خوی سرماس(خوی سلماس) می‌باید رفت و لباسی که در نظر است ما را پوشانید الحال به خدمت تو آمده‌ایم که تا حیات باشد، باشد در خدمت تو باشیم. پهلوانانی که از جانب حاجی بکتاش از غرب آمده بودند، پهلوانانی که از جانب صبا (به جای مشرق به کار رفته) از مشهد مقدّس آمده بودند و... در خوی سرماس پیش پهلوان پوریا جمع می‌شوند

اشاا... که باز انتشار این اسناد تاریخی به هیچوجه شیطنت رسانه ای تلقی نگردد و حضرات حتما بدانند که اگر نماینده مردم خوی و چایپاره در آن برنامه حضور یافته و بر بازسازی مزار پوریای ولی در خوی و برگزاری مراسم گلریزان اصرار داشت و بسیار ملایم و محترمانه لب به انتقاد و گلایه از برخی مسوولان و نهادها و سازمانهای متولی این امر گشود، به پشتوانه همین اسناد تاریخی و دهها سند و مدرک دیگر بوده است و آن برنامه نه تبلیغاتی بود و نه صداو سیمای ما نیازی به ساخت چنان برنامه های تبلیغاتی دارد و اطلاق چنین صفتی به صداو سیما توهین آشکار به آن نهاد و قید شیطنت به رسانه ها، توهین به همه رسانه های جمعی است.

بنابراین:

آقایانی که ادعا می کنید در اثبات وجود مزار پوریای ولی در خوی سند معتبری نیست، باورکنید اسناد بسیار معتبری هست و اگر شما ندیده اید، با عرض معذرت خواب بوده اید و اگر دیده اید و به عمد انکار می کنید، در تلاشی بی فرجام به انکار آفتاب نشسته اید.

پوریای ولی عارف و پهلوان ایرانی است و وجود مزارش در خوی به هیچوجه به این معنی نیست که وی متعلق به خویی هاست( خوی اسمی است که شما خیلی روی آن حساسیت دارید) بلکه موید این نکته است که پوریا متعلق به فرهنگ و مردم ایران اسلامی و بخصوص به ورزشکاران این سرزمین است.

بنابراین لازم می دانم از همه بزرگواران که در آن برنامه شرکت کردند، دکتر صدر(نماینده مردم خوی و چایپاره) محمدرضا طالقانی و علیرضا دبیر و خسرو نظافت دوست (پهلوانان کشورمان) و حتی از پیمان یوسفی (مجری برنامه) تشکر صادقانه بکنم و بخاطر این اقدام شجاعانه شان که به قول نیمای بزرگ( آب در خوابگه مورچگان انداخت) دست تک تک شان را ببوسم و به همه خیرینی که در گلریزان شرکت کردند و بازهم شرکت خواهند کرد، خالصانه خدا قوت بگویم.