پایان جهان
پایان جهان
مهم نیست که فرضیه پایان جهان یک شایعه احمقانه است مهم این است که باور کنیم شاید فردا پایان زندگی برای هر کدام از ما باشد، آیا آمادگی لازم را برای وداع با زندگی داریم؟
اینکه این شایعه غیر علمی و احمقانه چقدر در مردم دنیا تاثیر گذاشته و چه ولوله ای در جهان برانگیخته اصلا برای من یکی مهم نیست. چرا که باور دارم متاسفانه خرافه پرستی از نوع علمی ان در جهان متمدن و علم زده کنونی بیش از دوران جاهلیت رواج دارد. نمونه اش همین پیش بینی نتایج جام جهانی فوتبال توسط یک اختاپوس (هشت پا) بود که برای صاحبان اش کلی پول و پله فراهم کرد.
اما در اینکه هر لحظه ممکن است زندگی برای یکی از ما تمام شود، در این هیچ شک و شبهه ای ندارم و حتی در این که ممکن است زندگی در یک لحظه برای مردم یک شهر بصورت دسته جمعی هم تمام شود باز هم شکی ندارم، نمونه اش همین زلزله هایی که هر از چندگاهی اتفاق می افتند و جان دهها و بعضی مواقع صدها نفر را بطور یک جا می گیرند.
با این مقدمه به یک سوال می رسم، فرض کنیم زندگی برای ما در همین یکی دو روز آینده (مرگ طبیعی، تصادف، زلزله، یا هر بهانه دیگری) تمام خواهد شد، آیا برای دل کندن از زندگی و رفتن به آن دنیا و پای میز حساب و کتاب آمادگی داریم؟لطفا به سوالات بعدی پاسخ دهید:
1-آیا در طول زندگی خود، حقی را ناحق نکرده اید؟
2-ربا خواری نکرده اید؟ افرادی را از هستی ساقط و خانواده هایی را از هم نپاشیده اید؟
3-برای رسیدن به قدرت ( هر چند کوچک و اندازه یک میز)بر علیه دیگران بخصوص همکاران خودتان ناجوانمردانه پرونده سازی نکرده اید؟
4-باز هم برای رسیدن به قدرت مثلا در یک انتخابات بر علیه رقیبان اتهامات دروغ و ناروا نسبت نداده اید؟ با آبرو حیثیت شان بازی نکرده اید؟ زندگی خصوصی شان را بدروغ زیر سوال نبرده اید؟ درست را نا درست جلوه نداده اید؟
5-بعد از رسیدن به قدرت، برای بیشتر بر سریر قدرت ماندن، علیه دیگران بخصوص مسوولان گزارش های دروغ و نامربوط ارسال نگرده اید؟ ناجوانمردانه توطئه برای سرنگونی دیگران نکرده اید؟
6-زمین خواری، موقوفه خواری، رانت خواری، مال مردم خواری، مال یتیم خواری، رشوه خواری و... نکرده اید؟
7-فخر فروشی، مردم فروشی، کم فروشی، خوی فروشی، شرف و آبرو فروشی، فرهنگ فروشی، دین و ایمان فروشی، بنچل فروشی و مدرک فروشی و... نکرده اید؟
8-خود را برتر و بالاتر و اشرف تر از دیگران و مردم را حقیر تر و پست تر از خود و خود را مالک همه ارزش ها و اعتبارهای دنیوی و اخروی نپنداشته اید؟
9-کلاهبرداری چطور؟
10- نارفیق بازی و از پشت خنجر زدن و از پلکان دیگران بالا رفتن و با لگد کسانی را که پلکان ترقی شما بوده اند، له کردن چطور؟
11- دین را، ایمان را، ارزشمداری را، تعهد را، باورهای مردم را، مقدسات را وسیله ای برای کسب اعتبار پوشالی و در یک کلام ریاکاری چطور؟
12- و...این را از خودم می پرسم، قلم فروشی چطور؟
بیایید باور کنیم که همین فردا ممکن است زندگی برای هر یک از ما تمام شود و فرصت توبه و حلالیت طلبیدن بسیار اندک است و یادمان نرود که خدای بزرگ از هر حقی هم که بگذرد از حق مردم نخواهد گذشت. شاید فردا هم برای بازگشت و حلالیت طلبی دیر باشد، چرا همین امروز برنمی گردید؟







































































خسرو کرمانشاهی هستم با 15 سال سابقه قلم زنی و با نام مستعار یاردانقلی، در این وبلاگ ناگفتنی ها را بازگو می کنم و اخباری را که در هیچ کدام از نشریات و خبرگزاری ها و سایت ها و وبلاگ ها درج نمی شوند، برای اطلاع شما درج می نمایم.