درد دل یک کارگر
کارگران کارخانه ها و مراکز تولیدی را دریابید!
وقتی قلب اش گرفت و برای عمل جراحی راهی بیمارستان شد، تازه فهمید که 4 ماه است حق بیمه اش پرداخت نشده و باید کلیه هزینه های جراحی را خودش بپردازد.
البته این پایان ماجرا نبود چرا که بعد از آن اخراج از کار هم روی شاخش نشست لابد به بهانه اینکه چرا به پرداخت نشدن حق بیمه ات اعتراض کرده ای.
بعد ازاخراج، رفتن به اداره کار و شکایت و حکم و اجرای احکام و نهایت اینکه، ما پولی برای پرداختن به شما نداریم و برو حکم توقیف اموال بگیر...
به همین سادگی کارگری از کارخانه و واحد تولیدی در خوی اخراج می شود و برای گرفتن حق قانونی اش باید هر روز در راهروهای دادسرا و دادگستری و اداره کار رفت و آمد کند و آخر سر اینکه برو حکم توقیف اموال بگیر و درب کارخانه هیچوقت به روی مامور باز نشود که انگار تعطیل شده است اما کارخانه به کار خودش مشغول است و به اصطلاح شیرینی تولید می کند تا ما را شیرین کام کند و کام کارگرش را تلخ می نماید.
اگر نگاهی به نام صاحبان و سهامداران این کارخانه و یا واحد تولیدی بیندازید متوجه خواهید شد که هرکدام برای خود سرمایه ای دارند و پول و پله ای و پرداخت مثلا 5 میلیون تومان حق قانونی کارگر اخراجی برایشان مثل آب خوردن است، اما چرا نمی پردازند؟ این را از خودشان بپرسید و از وجدانشان و ... بگذریم.
خسرو کرمانشاهی هستم با 15 سال سابقه قلم زنی و با نام مستعار یاردانقلی، در این وبلاگ ناگفتنی ها را بازگو می کنم و اخباری را که در هیچ کدام از نشریات و خبرگزاری ها و سایت ها و وبلاگ ها درج نمی شوند، برای اطلاع شما درج می نمایم.