ماجرای خودکار 5 هزار تومانی


رفته بودم طرف های تخته پل(تاختدا کورپی) برای انجام کاری و دوربین را داده بودم دست همکارم که عکسم را در حین انجام آن کار بگیرد، ناگهان یک نفر از پشت تریبونی که آنجا بود در آمد و گفت: آقا اگر خودکار ندارید، بفرمایید با این خودکار بنویسید.... خودکاری که دورش یک اسکناس 5 هزار تومانی پیچیده شده بود. درآمدم که: آقا این 5 هزارتومانی برای چیست؟ گفت: هدیه به شما برای اینکه نام فلانی را هم بنویسید نامردی نکردم و 5 هزاری را در جیب گذاشتم اما اسم آن یک نفر را ننوشتم.

آن آقا که خودکار و 5 هزار تومانی را از طرف... به من هدیه کرده بود نمی دانست که من چه جانوری هستم و دوستم دارد عکس می گیرد. از آنجا درآمدم و به دوستم گفتم: عکس گرفته ای؟

دوربین را داد و با غرور گفت: بعله بفرمایید!

اما دوستم دکمه را اشتباهی زده بود و به جای عکس،  فیلم گرفته بود که صحبت هایمان هم به وضوح شنیده می شود. فیلم خوبی از آب درآمده حدود دو دقیقه. باید رویش کار کنم و بفرستم به جشنواره فیلم های مستند، قطعا جایزه می برد. منتظر باشید یک چند وقت دیگر که آبها از آسیاب افتاد، فیلم را در همین جا برایتان به نمایش می گذارم.