X
تبلیغات
کافه خبر خوی - در شهر چه خبر است؟
کافه خبر خوی
http://khoy91.blogfa.com
خودتان قضاوت کنید

دو اتفاق و یک قضاوت

اتفاق اول:مهمانی برای بازدید از دکوراسیون جدید

شنیدیم که در منطقه شیخ نوایی یکی از بانوان جوان که دختر یک تاجر می باشد، به مناسبت تغییر دکوراسیون منزل اش 5 روز مهمانی گرفته است. این مهمانی ها در پارکینگ منزل وی برگزار می شد و از مهمانان با انواع غذاها ( همه از رستوران سفارش شده)- انواع شیرینی جات( سفارشی از آموزشگاههای شیرینی پزی)- پسته 60 هزار تومانی- آجیل 48 هزار تومانی- انواع دسر( باز هم سفارشی از آموزشگاهها و انواع میوه های آنچنانی پذیرایی می شد و این مهمانی بیشتر به رسیتال مد می ماند تا گردهم آیی خانگی، در پایان مراسم هم مهمانان در گروه های 6 نفری تقسیم شده و برای بازدید از دکوراسیون جدید منزل از جمله بوفه بزرگ پر از اشیای نقره ای به طبقات بالای ساختمان می رفتند.

اتفاق دوم: پانصد تومان سیرابی!

صبح کله سحری به دفتر نشریه می رفتم که در خیابان طالقانی چشمم به زن جوانی افتاد که زل زده بود به مغازه یک قصابی. چون قصابی دو سه نفر مشتری داشت، زن رفت و در نیمکت ایستگاه اتوبوس نشست. بی اختیار و یا به خاطر فضولی در آن طرف خیابان ایستادم و حرکات زن جوان را زیر نظر گرفتم. چند بار از جایش بلند شد و رفت مقابل مغازه قصابی که مشتری دیگری داشت و زن دوباره به نیمکت برگشت. مشتریان قصابی که رفتند، خودم را به سرعت به این طرف رسانده و در چند قدمی قصابی منتظر ماندم، زن جوان آمد، از توی کیف پول اش یک اسکناس پانصد تومانی درآورد و با صدای لرزان گفت: 500 تومان سیرابی می خواستم.

قصاب که سیرابی پاک نشده را توی یک لگن پلاستیکی و جلو مغازه گذاشته بود، با غرولند آمد و تکه ای از آن برید و داخل یک روزنامه گذاشت و تحویل زن جوان داد( حدود 250 گرم بود) و آن زن بسرعت دور شد و رفت. کجا؟ نمی دانم. خجالت کشیدم و شرمم آمد که تعقیب اش کنم.

حال شما قضاوت کنید، آیا حس انسان دوستی ما کم نشده است؟ اینجا مگر خوی نیست؟ اینجا مگر شهر دکتر آیت الهی نیست که شبانه کلون درب منازل مستمندان را به صدا درمی آورد؟ اینجا مگر شهر آیت ا... خویی نیست؟ اینجا مگر... بگذریم. راستی شما می دانید پسته مرغوب را از کجا می توان تهیه کرد؟



ارسال در تاريخ دوشنبه هفتم اسفند 1391 توسط خسرو کرمانشاهی

VPN setup

قالب وبلاگ

دانلود رایگان